BrowseGulshan-i amārat → page 177

Page 177

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 177 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

دفع نتوانست تن بتقdir داده متوجه امورات آینده بود ومحمدسرورخان را که از یاغیان براه چرنك و كوهستان روانه تگاب نموده بود اودر آنجا بمضدت سرفرازخان ولدخدا بخش خان با بكر خيل كه در حدود سروبي جای واس دارد جمع آوری نموده راه جلال آباد وكابل رانهب وغارت مینمود ومرور قوافل وتجاررادرتعويق انداخته شورش بر پا ساخت بندگان اعلي واشرف سردار والا اقتدار سردار محمداسلم خان را با همان لشکر کــه در رکاب اوبود در حینيكة از چرنك كوهستان نهضت فرمود عازم اردوی کها نیوی بود امر فرمود كه متوجه استیصال آن مدیر خودسر شده جمعیت آن اوباش را از هم متلاشی سازد وقلاع سرفراز خان رااز سرفرازی انداخته از بین یکسان نمایدسردار موصوف حسب الا مرهمايون حرکت کرده بمجرد ورو درمه گوسفندان را از هم متلاشی ساخته فرموده را بعمل آورد ومال آن اوباشان را دستگیر کرده محمد سرور خان وسرفرازخان را آواره دشت ادبار فرمود وهمدرین آیامی که محال او ره مضرب خیام فلك احتشام بندگان ذوی الاحترام گشت محکم فرمودند که بامرای اژدر صولت وخوانين ضرغام سطوت عالیجاه سردار شاه پسندخان سردار فتح محمدخان وسردارشیرعلیخان را حکم واشك اغاسي شيردل خان وغیره از راه ناوکی بحدود لغزبين رفته امورات حوالی وحواشی اردوی غنيم تاخت وتاراج نمايندوتنگدارند که آذوقه را از جای کشند سرداران موصوف حسب الامر رفته روز اول قریب دو صد اسپ وشتر وصہ نفر بندی را ازاردوی دشمن بدست آورده چیره دستی نمایان بظهور رسانیدند بعد ازین تا ایام استیصال وهزیمت خصم سه دفعه در میان قراول موافق ومخالف مقابله افتاد خصم جیره دست گردید وبقدر پنجصد نفر ازسپاه قراول اردوی معلی دستگیر پنجه خصم شدند وچون امورات عالم كون وفساد مرهون باوقات است طول تلاقی فریقین دران ایام ترقی سرما وریزش برف بیگناه انجامید دراواخر کار که مشت کردگار استیصال آن فرقه نابکار را خواسدگار شد نخست بمؤدای اذارادالله شيئاً هيأ اسبابه اسباب آن امر مقتضی را مهیا ساخته مرتب فرمود تفصیل این اجمال وتبيين اینمقال آنکه در جـــوار اردوی همایون بفاصله دو گروه بسمت جنوب شرقی درة واقع است موسوم بر نجان که قلاع عدیده و آبادی مدید در آن است و همواره از اردوی همایون مردم برای آذوقه آوردن در آنجارفته وآمد مینمودند حکم محکم بند گان ثریا مکان اصدار یافت که برای حفاظت مردم گیاهی عالیجاه عصمت الله خان ولد عالیجاه عزیز خا ن که فدوی جان نثار بود با هزار نفر جزائر جی دررنجان رفته در بعضی قلاع آن قرار گیرد ومحال مذکور را که بمثابه عضو ضعیف قابل انصباب مواد فاسده دشمن است تقویت دهد وبر وداع سيف قاطع تورم محل مذکور را ازهجوم اخلاط فاسده اعدا باز دارد و عالیجاه موصـــوف باجزائر جيان مذکور رفته دربر خی از قلاع آنجا قرار گرفتند و سردارعبدالرحمن خان تیره بخت را که روز ادبار بحكم سيهزم الجمع ويولون الدبر نزديك واختبرطالع منحوسش بفحوای روح افزای ولينصر كم عليهم تاريك گرديده بود ازدست برد پیا پی قراول خود مغرور گشته قياس مع الفارق لاحق را بر سابق نموده با پنج پلٹن و دوازده عرابه توپ وسه هزار سوار رساله وباقی لشکر ملکی بعزم استیصال عصمت الله خان وجزائر جيان که در عصمت (١٥٨)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 177. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/177 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/177
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record