Machine transcription
نظم
کشیده کوه زسردی بزیر دامن پای
معد و جهت از چرخ تا بنات کشید
نشسته اند ملایک زشدت سرما
نهان بچرخ کبو دست مه زسردی دی
ز برف هم نمد ابر را کشیده ببر
بزیر دامن خود مجمر ی پر از اخگر
در آسمان همه شب گرد آتش اختر
بشکل گلخنیان در میان خاکستر
و از غایت برودت برد هوا سرد شد که از سرمای مفرط حس و حرکت از قوای نفسانی
ساقط گشت ونفس از قبضه تن هنگام برآمدن همچون مار از پوست بیرون می آمد:
مثنوی
چنان جیش سر دی کند دست برد
نفس گر بیرو ن آید از خلق کس
که نه پوستین دافع آید نه برد
زسرما هما ندم به بندد نفس
و آفتاب جهانتاب سر در نقاب حجاب برده از زیر پرده غمام روی ماه تمام هیچگونه
بمغالیان نمینمود شب وروز ابر چون سحاب دست گریبان از روی مواسیم آب می پاشید
مهر از آسیب سرماچون عکس خویش در آب میلرزید .
نظم
چرخ پوشیده رخ خویش به سنجاب سحاب
گربر افشانده شدی سوی هوا باده آب
در پس پرده شده مهر جها نتاب مقیم
آمدی باز یکی لعل بنگی در یتیم
الغرض سردار عبدالرحمن خان از گردن دیوار براه سوخته عازم غزنین گردید واز
محال چغتو آمده در دشت تلخك حول رو ضه متبركه سلطان محمود قد س سره محل
اقامت لشکر نمود وسپاه ظفر پناه حضرت ظل الهی را ازین ممر صعوبت مضاعف گردیده از
اونی واپس کوچیده براه میدان رسته سمت غزنین شدند شهریار جهاندار از قاضی قلعه
نهضت فرموده با عساکر شاهزاده فرخنده اختر ملحق شده در منزل لوره وشش گاو بارگاه
فلك اشتباه را برپناه نمود که فاصله فریقین ومسافت میان فئتین بقدر شش گروه می بود درین
ایام لطیفه غیبی از عنایت سبحانی که دلیل قاطع وبرهان واضح بود براینکه عنقریب قر یب
ابواب دولت ازروی سعادت برروی بندگان اقدس گشاده گردد و آفتاب عنا یت ودون
ام یزلی برسا حت حشمت وافقان سریر امارت و عاکفان پایۀ تخت سلطنت پرتو اندازد روی
آورد تفصیلش اینکه سردار عبدالرحمن خان که حلوای حکومت مستقر الامارت در د يك سرد
متخیله می پخت پسر سردار محمد اعظم خان محمد اسحق خان را به تالیقی با طرحیه رو دیگر
سرکرد گان و چندی از جرایرجیان درترکستان گذاشته روانه صوب استیصال خود گردید
بمجرد بیرون شد نش ازملك تر كستان تمامی رعایا و ميران آ نملك بسبب هم عهدی
حضرت اعلی و افعال شنیع او که با مردم آ نجا از ونظهور پیوسته بودازيك سر سر برداشته در هر
قریه و ناحیه جمع آوری نمودند وحاکم آ نجا را با کشته یا اسیر ساختند وربقه اطاعت را از
گردن انداخته خودرا مطلق العنان وخلیع العذار داشته باقی احوالش بر موضع خود حواله
قلم خوا هد شدا گر چه ازین اخبار متوحش یومیه سماع گوش او می شد اما خود کرده را
(١٤٧)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
