BrowseGulshan-i amārat → page 145

Page 145

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 145 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

یافتند سردار محمد اعظم خان براس العین مشاهده نمود که باوجود سردار عبدالرحمن خان در کابل ابواب عیش و سرور و در های استقلال حکومت و انواع غرور بر روی او مفتوح نخواهد شد بنابر آن تسویلات و تلبیسات را پیش نهاد نموده وی را بر قاقت شیر بیشه و غاء جنگ غضنفر عرصه رزم ننگ سردار محمد اسماعیل خان در عین ریزش برف که از کثرت تموج نفس از سینه نادمن نارسیده منجمد میگردید و آنکه از دیده برون نه شده در حدقه منعقد میشد با سه پلٹن وهشت عرابه توپ و سه هزار سوار مقرر ترکستان فرمود وی نیز در آن زمستان متوجه ترکستان گردید مدت بسیار در آن تیه ادبار سرگردان و پریشان روز گار مانده اثر بازگیر و مواشی او از شدت سردی و کثرت برف وقلت علوفه سقط گردید بعد از صعوبت بسیار و محنت بیشمار وارد ترکستان شد ، ملك را چنان برهم یافت که هر قصبه بلکه هر قریه مقاتله عليحده میخواست بندا چار چند مقدمه را با مردم ازبك پی در پی نمود اولاً برملك بسان كودك تیر جلوی بکار برد ثانیاً در آقچه مشغول مقاتله و سرگرم محار به گردید ثالثا برمیمنه تعدد سه هزار سپاه را بقتل داده خایب وخاسر برگردید و تخته پول رفته آرام گرفت و سردار محمد اعظم خان چون شهر کابل را از اغیار خالی دیده ناقوس حکومت را بدون منازع در آغوش یافت مضمون حدیث خجسته تحدث حب الدنيا راس كل خطية را در طاق نسیان میگذاشته محبت خانی و عشق دختر فات دنیا غرور ایر آن آورد که فرق حل وحرمت را از میان برداشته هر چند محرم در نزد ش محترم نبود ابواب ظلم و جور را بر روی ساکنان چنان مفتوح ساخت که شصت لك روپه از وجه جریمه از ایشان بشکنجه و یانه بحصول رسانید و سه سال محصول را از رعایا و برايا باز یافت نمود جان عزیز مستوفی عبدالرزاق همدرین ایام از کثرت شکنجه عازم سفر آخرت شد و اموالش ضبط نمود سبحان الله چشم بصیرت درینجا کشودنی است هر کس که با ازراء مستقیم عبودیت حضرت اعلیٰ بر طرف نهاد درادنی مدت بدون آنکه دست سیاست شهریار منصور بخون او آلایه بر سرافتاد اگر تفصیلش نویسم بتطویل انجامید خلاصه آنکه بهر فضیحتی و نکبتی که دنیا ودرهم بحصول برسید دقیقه مهمل وفرو نمیگذاشت . و هم در این ایام رفتن سردار عبدالرحمن خان بصوب ترکستان برای پسران خود محمد سرورخان که حاکم قندهار ومحمد عزیزخان که دلخواه پدر وسپه سالار بود نوشت که چون شهر یار غیور عازم هرات شد هر آینه تدارک یورش قندهار خواهد فرمود ، که از انطرف دمی غافل نباشید خاصه برای محمد عزیزخان نوشت که همرای دو پلٹن و صد سوار رساله وهشت عرابه توپ و پنجصد سوار قندهاری برای تنبیه قوم غلزائی متوجه زمین داور شود مخلص این باعث آنکه سه ماه قبل ازین قوم غلزائی موسی قلعه بغی ورزیده سر فتنه و شورش برداشته بودند و بسبب غایت ظلم که از نایب سلطان خان افشار که از طرف سردار محمد اعظم خان حاکم آنجا بود برایشان میرفت عازم قتل مومی الیه شده برای جواب دهی بد ادا الجزا فرستاده بودند و اموال او را بتاراج برده خود را از شر او رهانیدند بنابر آن فریب عقیدۀ خانواده از مردم مذکور کوچیده به تیوره که موضع حاکم نشین غوراست رفته از آنجا عازم هرات شدند و در (١٢٦)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 145. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/145 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/145
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record