Machine transcription
اهتزازداده منزل پل مالان را مضرب خیام نصرت توام گردانید درین اثنا متنهان بسمع
همایون گذر انیدند که سردار محمد اسلم خان لشکر خودرا تماما براه کوهستان بطرف
هزاره جات فرستاده خودهم اراده رفتن دارد بندگان اقدس سردار نامداررا که دراردوی
هما یون بود طلبیده زبان درافشان بنصایح قایم کشاده فرمود که ای بر ادرمهربان خیال ما
این است که همگی و تمامی مایان با تفاق یکدیگر قطع مراحل وطی منازل کرده تاوارد
دارالسلطنه کابل کردیم وسوك والدهایمچنا نچه شاید و باید بجاآ وریم وروح پر فتوح
اورابخوانیم پیوسته و دعای خجسته یادوشاد نماییم بعد ازان بتسویست رعایا که ودایع بدایع
خالق البريا اندپردازیم الحال مصلحت وقت چنان می نماید که سپاه خودرا طلبیده تو افق
تحاد را پیشه وازسبط بندگان اریا مکان مااندیشه نمائید سردار مو صوف چون اوضاع
طبیعت قدسی طینت حضرت اعلی دگر گون دید فی الفور یکی از مخصوصان خویش را
فرستاده لشکر خودرا از ایام شش لوا کوچانیده داخل اردوی همایون وتحت لوای میمون
ساخت وچون از طی مراحل وقطع منازل سیروار ازمقدم بندگان اشرف سرسبز وخرم بلکه
رشک باغ ارم گشت وقت شب که دراردوی هما ی ون کوس رحیلی بجهة قطع منزل کر فته
سردار نامدار باغوای بعضی ازشیاطین الانس بخيال خام لشکر وتوپ و توپخانه واسباب را
سالم برجامانده جریده همراء دوسه سوار فرار نمود فردا که خسرو عالم آرای مهر برسریر سپهر
قدم عزو تمکین نهاد و پرتو این خبر بر خاطر انو ر خاطر قرین افتاد حکم
واجب الاذعان شرف صدور یافت که سردار جلال الدین خان رفته همگی سپاه واسباب اورا
متصرف شود سردار جلال الدین خان نفاذ الحکم ا عالی بالراس والعيـــن دويده بآنچه ما مور
گردیده بود قیام نمود سردار نامدار بعد از تعب بسیار و مشقت بیشمار که تحریر آن
موجب تطویل است .
بیت
گر ان جمله را سعدی انشا کند مگر دفتری دیگر املا کند
در دشت سفیدیه برا در ما یگیر خود رسیده سپاه ـ بق مرسول را دریافت و یکی از
معتمدان خودرا همراه برادر خویش سمعه مکتوب درنزد سردار محمد افضل خان فرستاده
مضمون مکتوب اینکه ما واخوی ام سردار محمد اعظم خان ازاردوی همایون حضرت اعلی
گریخته آمدیم مطلب اصلی ومدعای ذاتی اینجایان چنان است که سردار محمد اعظم خان
ازطرف درمت وبنده بهمرای آن اخوی ام ازاینطرف بالشکرهای خویش پیش ازورود بندگان
اقدس خود را بکابل رسانیم . اگر کابل درتحت تصرف وحیطه ضبط اینجانبان آمد
دیگر کسی راتاب مقاومت مایان نخواهد بود درینبـاب تعجیل ضرور و تعطیل از کــار
خردمندی دوراست وسردار محمد افضل خان بسبب طغیان اهـل قند وز و بـی اعتمادی
برلشکر آمدن خود وفرستادن عساکر را معطل میداشت و درحین که دارالسلطنه کـابل از
مقدم بندگان اقدس رواج تازه ورونق بی اندازه یافت سپاه سر دار نامدار از سبب عدم
تنخواه بنای فرار نموده روانه سمت کابل شدند ومردم دشت سفید وهزاره جا ت شیخه لی
نیز طی ورزیده بنای سرکشی نهادند بنابر آن سردار عالیتبار لاچار بترك دشت سفید گفته
(۱۲۲)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
