BrowseGulshan-i amārat → page 118

Page 118

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 118 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

تفریق بیعانه خود می‌رود سردار فتح محمد خان و افسران نظام این گرگ آشتی را رد نموده قبول نفرمودند و جواب دادند که فیصله این مقدمه حواله بزبان رسای شمشیر و دهان فراخ توپ و تفنگ است و تا جان در بدن است بیکانه را در خانه نخواهیم گذاشت اگر شما را کفش بردار ی دشمنان در خور است ما را مرگ از آن بهتر سردار عبدالرحمن خان و سردار محمد اعظم خان و این عازم ترکستان شوند ما این مصالحه بمرض سریر خلافت میرسانیم هر چه از آنطرف امر فرموده شود از آنقرار بعمل می‌آوریم سردار محمد شریف خان روسای لشکر شاهی را از اینگونه حروف نموده هر يك از افسران نظام را خفیه تهدید می نمود که شما مردم درمیان خاندان ما ساعیه عداوت را محرك شده اید و سردار فتح محمد خان هر چند بدلایل قاطع ازین حرکات واز میداشت متنبه نشده و کار را بجدی رسانید که مردم کوهستانی را از رساندن آذوقه بعساکر منصور منع نموده نهایت تشنگی غله روی آورد و سردار فتح محمد خان را فرمود که چون بندگان اقدس مرا مختار همۀ عساکر فرموده شما حکما از کوهستان برخاسته رو بکابل نهید بنابرین ناچار سردار فتح خان کوهستان را گذاشته وارد کابل شد و در باغ شاهی اقامت ارد و نمود سردار محمد اعظم خان و عبدالرحمن خان که مترصد این مژده بودند بمجرد اطلاع بلا تعطیل کوچیده در چار یا کارا قامت ورزیده و این معنی ازدیاد اعتبار ایشان شده سبب توجه مردم و الحاق و یشان گشت و مردم کوهستان که اعظم الوسات کابلستان است بایشان یار شده بر ساختن آذوقه لشکر ایشان را مرفۀ الحال ساختند و جمعیت ایشان مضاعف گشت این وقت سردار محمد شریف خان بر غدر ایشان مطلع شده دست تحیر بر یکدیگر مالیده استیصال خود را بچشم سر معاینه نموده مگر بندارک آن نمی رسید ناچار تن بتقدیر داده دون مدارا حیله بافت و عهدین ایام سردار محمد رفیق خان از تکاب برخاسته وارد ادر دوی استالین شد بنا بر مصلحت وقت و برا مشاور ساخته متوجه حیله سازی و نیرنگ آموزی گشته نصیت خواست که شاهزاده فرخنده سیر را بزخرفات اقوال غافل ساخته در خفه نامرده سپاه والوسات و امرای زردوست شد و بیت نموده بمواعید مکذوب همه را از راه صدق ونمك خواری قدیم منحرف ساخته بیهود کشید حیله نخست که از مخفیاد بیرون بظهور آورد آن بود که بو ساطت حافظ جی وشاه الدوله خان برای شاهزاده احوال فرستاد که با سردار محمد شریف خان که مختار امورات سلطنت است چنان ندموست شده که بندگان اقدس سردار محمد افضل خان را از قید رهایی بخشد از قندهار روانه اینطرف فرماید و ملك تركستان تاحد بامیان ب اینجانب و باقی محروسه به بندگان اقدس تعلق دارد و هر چه با میر کبیر علیین مکان شیوه اطاعت داشتیم بابندگان اقدس نیز مرعی میداریم و چون بجهۀ انجام این مصالحه چهل یوم موعد مقرر شده پس یکی از معتمدان خود را برای اجرای این مصالحه بحضور فیض گنجور فرستاده عهد نامه را با سردار محمد افضل خان التماس دار د چون سردار موصوف رسید اینجانب کوچ کرده روانه ترکستان خواهیم شد شاهزاده فرخ سیر و سردار فتح محمد خان اگر چه باین امر راضی نبودند مگر ترغیبات منافقین ایشان را از راه برده تمهیدات مزخرف انها را وقعی نهاده تن بتقدیر تسلیم نمودند کوتاه سخن باتفاق همه سرداران (۹۹)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 118. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/118 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/118
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record