Machine transcription
(٩٤)
چو بشنید سالار کابل سخن بیامد از انجا بسوی انجمن
و با افضل و اکابر تمام و بگفت آن حکایت همه سر بسر
به شاه گفته آندودانش وران که ای خسرو و مهتر و پهلوان
جهان بین عجب فتنه انگیخته که از چشم ما آبرو ریخته
سخنهای سالار توران زمین بود سر بسر بخل و اندوه و کین
ترا خواهد او ساخت بند نظر که از دیگران باشد او بی ضرر
اگر پاك بودی دلش زین سبب چرا منع کردت ز خود روز و شب
چرا خواند آنت ز فرغان زمین سخن را چرا با تو گوید چنین
یقین دان تو ای شاه روشن روان که بر ما بکین بسته دارد میان
و یا چاره جز صبر نبود بکار که تا چیست فرمایش کردگار
دلیران با شاه کابل زمن نهادند رخ سوی منزل گزین
بفرمان فرمایش شهریار ز او باز بگرفتند آنجا قرار
بشد شاه کابل میان سرا بيك خانه برخویش بگرفت جاه
از آن بعد پر کینه شاه بخار دو سرهنگ بد کیش بی اعتبار
تعیین کرد و گفتا بشام آوران که ای با دتان لطف از داوران
که اکنون سوی شاه کابل دوید امان نیز گفتار او بشنوید
بگوئید از ما شید انان نهان که تا وی نداند نگهدارتان
بفرمان شاه آند و بی آبر و سوی شاه کابل نهادند رو
سان پر ستار آنجا بدند شب و روز در کار آنجا بودند
و لیکن سپهدار کابل دیار بدانست کردار شاه بخار
در انجامدی بادل مستمند
به بند نظر مدتی از پای بند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
