Machine transcription
(۸۷)
ندارد و مطلب از دست میرود اکنون سرسخن باز کردیم مقصد از کان طلا بود چنانچه سرکار امیر شیر علیخان که از سخن فارغ شدند واهل مجلس سکوت کردند سردار محمد رفیق خان که این چنین سخنها را طالب بود و اسباب فتنه انگیزی را آماده یافت فوراً بسخن درآمده و چه نموه که عقل شیطانی مذکور بود سخن فتنه انگیزی را بکرسی نشاند و از سردار محمد امین خان و سردار محمد شریف خان شکایت کرد و داد سخنوری داد و سخنهای پارینه را که بجوی نمی ارزید بزیاد کرد و بحضور بندگان اقدس فتنه انگیزی کرد و خاطر بندگان همایون را کدورت آمیز ساخت و کیندی خود را بکرسی نشاند مختصر کلام چون سرکار نیت بخیر بخرابی دولت و بربادی خلق اشراقی نبودند و نیت شان خالص بود سخن سردار محمد رفیق خان را وقعی ننهاد از گفتار ناصواب منع کرد و فرمان کرد که وزیر اعظم سلسله دوستی بجنباند وبکار صواب راجع باشد و خبر دولت را طالب و خواهان نماید که از درکید سخن راند وبحضور سرکار کیندی کند و فرزند سرکار رایگانه سازد امروز سردار محمد امین خان فرزند و بازوی سرکار است هرگاه از آنها خطایی صادر شود بدولت سرکار نقصانی ندارد و سزا و از سرکارعفو است اما نغایم باری چون سخن سرکار تمام شد سردار محمد رفیق خان از خجالت سر بزیر افگند و سکوت نمود روز دیگر بندگان اقدس از روی مهر و محبت و بزرگی بجهت سردار محمد امین خان فرمان فرستاد و سراسر از شفقت و محبت در فرمان درج نمودند .
شرح فرمان بندگان اشرف اقدس والا :
ارجمند اقبال نشان سردار محمد امین خان را خداوند عالم در حفظ و حمایت خود بدارد آنکه از مرحمت خداوند شنیده میشود که در قندهار کان طلا ظاهر شده و از یکسال بیشتر است که منظور حضور بندگان اقدس گردید سبب چه شد که تا حال اطلاعا عریضه نگردید البته اطلاع دادن شما بحضور سرکار دقایده کلی داشت یکی آنکه شکر یت خداوند را باد از ساختن دوم خرسندی سرکار از کمال عقل و دانش ارجمندی سراسر ظاهر می شد تاین بود که وجود اقدس بی دولت بود و احتیاج بکان طلا قندهار داشت بلکه بندگان سرکار جمیع دولت افغانستان را طفیل سلامتی شما می کرد زیرا که فرزند و بازوی سرکار شما بودید تا اینکه شما صاحب اختیار قندهار باشید دولت و سلطنت سرکار ازان شما است رفرقی نخواهد داشت توقع سرکار آنکه جزوی کاری که پیش آید از کمال دانش باید اخبار کنید و خاطر بندگان اقدس را خرسند سازید بهر حال گذشته را گذشته باید پنداشت کان طلا خواه جزوی خواه کلی سزاوار گفت و شنود ندارد و انسان از سهو و خطا خارج نیست خداوند هزار کان طلا ، بشما لایق ببیند البته بندگان سرکار شکر می کند و احتیاجی ندارد در اینوقت قدری نمونه گویا از طلا مذکور بحضور اقدس بفرستید تا حقیقت خوبی وزشتی کان بحضور دانسته شود ارجمند جای شکر است که در ولایت افغانستان و زمان دولت خداداد این چنین کان طلا ظاهر گردد کاش پروردگار عالم بهر شهر و دیار افغانستان از هر رقم کان خوا،
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
