Machine transcription
/(۷۴)
ایکن یومیه متوجه گفتار و رفتار و کردار سردار عبدالرحمن خان بودند و حرکات شان را ملاحظه مینمودند و برخلاف قاعده میدیدند بلکه ساعت بساعت از سردار مذکور حرکات مکرر مشاهده می کردند که موجب کدورت حضور اقدس میگشت با وجود آن سرکار ذوی الاقتدار در خورد سالی سردار مذکور محسوب میکردند و ملال خاطر نمی شدند چنانچه بسردار عبدالرحمن خان لازم بود که شب و روز بخدمت کوشند و خاطر سرکار والارا خرسند دارند و حاضر حضور باشند و شرایط مهمانداری بجا آرند و يك لحظه از حضور بدر و سرکار کنار نگردند زیرا که صاحب ولایت گفته میشدند و بندگان اقدس مهمان دولت شان بودند شخصی که صاحب ولایت و صاحب سلطنت باشد وحکمران ترکستان گفته شود اقلا بسردار کلان پد ر خود ملاحظه کند که سرکار والای تمولیت داری میکند و بزرگی میداند و رفتار مینماید پس لازم که مقابل آن بحضور بندگان سرکار که هم پادشاه و هم رتبه پدری داشته خدمت گزاری می کرد تا اینکه برعکس آن عمل می کرد چنانچه در سه شبانه روز که سر کار ذوی الاقتدار در اله چوپان تشریف داشتند دو مرتبه بحضور آمدند و دیگر در تفته بل استقامت داشتند و بحضور بدر و سرکار نیامدند مختصر آنکه کدورت و نفاق سردار عبدالرحمن خان بحضور سر کار ظاهر شد و هویدا گردید و دانسته شد که عاقبت غیر از نفاق چیز دیگر ازین صادر نمی شود با وجود آن بندگان اقدس در صبر و شکیبایی افزوده بخاطر داشت سردار کلان اظهار نکردند و نقل نگذاشتند و روز چهارم که امر نموده بودند از منزل اله چوپان حرکت فرمودند باتفاق سردار محمد افضل خان وایس ایجاب تا شقرغان مراجعت فر مودند و روز سوم در تاشقرغان نزول اجلال نمو دند و روزی چند بعیش و عشرت و خرسندی گذرانده اراده دارالسلطنه کابل نمودند و بخاطر اقدس والا مصمم شد که برودی عازم دارالسلطنه کابل گردند زیرا که زمستان نزديك و راه کابل کوهستانی بواه و زحمت بسیار ارد بعد ازان بزرگان حضور و درباریان نزديك ودور و مشران دربار را با افسران لشکر بحضور طلب کرده مشورت کردند و سخن جمله گی برهمین گونه قرار یافت ثانی بندگان عالی سردار حلال سردار محمد علیخان عرضه داشت کردند که هر گاه از حضور فیض ظهور امر شود و اجازه باشد سه روز غلام را مرخص فرماید که بزیارت شیر خدا رسیده و بقدمبوسی شان مشرف گردم و بدعای دولت خداداد پادشاه قوی شوکت اشتغال ورزم و بلا توقف عازم حضور معدلت دستور پاد شاه رعیت پرور شوم بندگان شهریار عدالت گستر از روی مهرو محبت و نوازش پدرانه سه روز مرخص فرمودند و امر کردند که با يك رساله مکمل که عبارت از چهار صد نفر باشد و بعضی بزرگان حضور خود عازم قدمبوسی شیرخدا شوند و بزیارت علی مرتضی رسیده زودتر مرخص شوند که مع الخیر اراده رفتن دارالسلطنه کابل بخاطر بندگان اقدس مصمم است این بود که سردار محمد علیخان برخصت بندگان سر کار روانه مزار شریف شده روز دوم بقدمبوسی علی مرتضی مشرف گردیدند از انطرف سردار عبدالرحمن خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
