Machine transcription
(۷۱)
و کلام شان را يك بيك ملتفت شده بحيرت افتاده بودند تا اینکه سخن تمام شد بار دیگر
درباره پادشاه خود دعا کرده عازم سواری شدند سردار محمد علی خان رکاب سردار کلان را
که به منزله پدر بود گرفته سوار نمودند بعد باتفاق در بین راه سخن های محبت آمیز
با همدیگر صحبت کرده عازم حضور بندگان اقدس شدند از بین راه سردار عالی مقدار
سردار محمد علی خان بحضور بندگان سرکار ورود سردار کلان کاکای خود را عرضه
داشت نموده بودند تقریباً نیم فرسخ راه بلشکرگاه مانده بود که از جانب سرکار
ذوی الاقتدار بالشکر رکابی که آنهم سه هزار سوار و پیاده میشد باستقبال سردار
محمد افضل خان که برادر بزرگ و سزاوار عزت بودند و کمال بزرگی او را خریدار
شدند و لازم دانسته آمدند تا اینکه با هم ملحق شدند سرکار امیر شیر علی خان فوراً از بالای
حوزۀ فیل فرود آمدند و ازینجانب سردار محمد افضل خان از اسپ پیاده شدند و نزديك آمدند
و سلام کردند و بغل کشاده همدیگر را تنگ در بر گرفتند و ساعتی گریه و زاری کردند و مردمانی
که چون پروانه بدور شان جمع بوده از گریه محبت آمیز طرفین همه بگریه در آمدند
بعد از زمانی امیر شیر علی خان دست سردار کلان را گرفته سوار فیل شدند و اتفاق تمام و اشفاق
مالا کلام و نوازشت تامه به جانب لشکرگاه عازم ورواء شدند تا در لشکرگاه فرود آمدند
و با ملاحظات بزرگانۀ داخل بارگاه و سراپرده گردیدند لاکن در داخل شدن بارگاه اول
سردار کلان و ثانی بندگان اقدس چاچه در بالای مسند باتفاق نشستند و صحبت های ملوکانه
نمودند و محبت های بزرگانۀ بیدار شدند و بعیش و عشرت ملاقات کردند چنانچه فلك
کج رفتار بحسرت کش مجلس و صحبت شان گردید لهذا بهمین منوال شب و روز گذارش داشت
و داد عیش میدادند و بعشرت میگذرانیدند تا اینکه مدت یکهفته گذشت اما روز یکمرا تبه
سردار محمد علی خان پیش از حضور سرکار اول بخدمت سردار کلان میرفتند و ایستاده سلام
می کردند و منتظر فرمان بودند بعد سردار کلان در باره سردار سالار نوازش پدرانه نموده
امر میفرمودند ثانی سردار محمد علی خان نشسته صحبت میکردند و با مرشان مرخص شده بحضور
سرکار بانه اقبال می آمدند و سلام میکردند اول سخن سرکار این بود که از جهت سلام
کاکای خود رفته بودید سردار دلاور عرض داشت می نمودند که فدایت گردم تا حال بحضور
کاکا صاحب بودم حال برخصت شان بحضور پادشاه قوی شوکت رسیدم بندگان خدا یگان
خرسند می شدند و سردار محمد علی خان را دعا میکردند مختصر کلام در بین یکهفته سه مجلس
کنکاش و مشورت بپاشد و بزرگان دربار و وزیران و مشیران و جمله در باویان داخل مجلس
بودند و هريك سخنی میگفتند عاقبت مصلحت بران قرار گرفت تا ترکستان کما کان ازان
سردار محمد افضل خان و بقرار سابق فرمان فرمای صفحات مذکور باشد اما از آنجا که
امیر شیر علی خان جانشین پدر و امیر افغانستان است سردار محمد افضل خان دایم عریضۀ خود را
بدار السلطنة کابل بحضور بندگان اقدس فرستاده بطریق امیر کبیر رفتار دارد و هر ساله
ارمغان بطریق یاد آوری ارسال دارد و سرکار والا تبار نیز سردار محمد افضل خان را برادر
بزرگ دانسته و ازش پدری را دریغ ندارد و متوجه احوال سردار مذکور باشند خصوص
بطرفین لازم که سخن غماز وفتنه انگیز را درباره همدیگر منظور ندارند بلکه سخن چین
غماز را جزا داده بسزا برسانند تا دیگری شنیده چنین حرکت نکنند مختصر کلام از طرفین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
