Machine transcription
(٦٨)
شعر
امروز در قلمرو دل دست دست تست خواهی عمارتش کن و خواهی خراب کن
فدایت شوم دعا گوی چنان مصلحت میدانم که بهمرامی جناب عالی سردار کلان در تاشقرغان
بقدمبوسی حضور فیض ظهور بندگان سرکار ذوی الاقتدار رسیده سرافرازی حاصل داريم
بعد ازان از رفتار و گفتار و حركات سردار کلان منظور حضور مبارك مي گردد زیاده ادب
است والسلام ا کنون محرر کتاب بحضور خردمندان روزگار عرض داشت میدارد اینکه :
فرستاده باید که دانا بود بگفتن که لير وتوا نا بود
از و هر چه پرسند گوید جواب بشر طیکه داند طریق حساب
سخنهای خویش آشکارا کند بدان سان که مجلسی تقاضا کند
فرستاده باید فرستاده درون پر ز مکر و بیرون ساده
چنانچه همين قضيه با وجود جنگ وجدل چنان اصلاح پذیر گردید که سر موئی از کدورت
باقی نماند والا هيچ اصلاح پذیر نبود و با وجود آن وقتیکه عريضه سردار سلطان عليخان
منظور حضور سرکار همایون شد و مندرجه آن مفهوم خاطر گردید از روی فضل و دانش واز
کمال بزرگی دیگر چیزی بزبان مبارک جاری نگردید و سکوت ورزيده اما سرشته
لشکر داری و احتیاط افواج را از هر خصوص بفرزند ارجمند سردار محمد علی خان که سالار
کمل افواج وصاحب اختيار کل لشکر بودند امر کردند که بهر عنوان متوجه امورات
لشکر خود شده افواج خود را مکمل و مسلح داشته باشند و باین سخن های مکر آمیز فریب
نخورند و سرشته را از دست ندهند که بقول دشمن اعتماد نشاید چگونه میشود که در تنگی
باجيكار فوج عظیم افتاده و سنگر میزند و آماده جنگ می گردد و صاحب اختیار کل که
سردار محمد افضل خان میباشد رضائيبود، و سلامتی ایلتجگار بسردار محمد اعظم خان در
کرم و زرمت میرسد سردار حافظ مایندان حق دارد که باین منوال عریضه فرستاد و اما عمده
بزرگی بیکار برده و می خواهد که اصلاح پذیرد زیرا که قوم و کهن سال و نمی خواهد
که دولت افغانستان بدنام شود خیرخواه طرفین است باز هم شرایط احتیاط بکار بردن از جمله
لازمات جهان داری است نادیده شود که از پرده غیب چه بظهور میرسد خلاصة كلام مدت
يکهفته از عريضه فرستادن سردار سلطان علی خان گزارش یافت که عریضه دیگر از سردار
مذکور رسید مختصر آنکه سردار محمد افضل خان معه تابنقی و ازمغان بصینار با فامیل
خدمتگار از تخته پل حرکت کرده عازم حضور سر کار است اطلاعاً عرضه داشت حضور مبارك
گردید تا اینکه بيك منزلی تاشقرغان وارد شدند بعد از ان از حضور بندگان سکندرشان
دانا فرمان فرمان شد که سردار محمدها بخان با پنجنفر از حكام دولت مختصر باستقبال
بندگان سردار کلان سردار محمد افضل خان که عموی بزرگ و ریش سفید برادران
میباشد در منزل مذکور رفته ملاقات کنند و طریقه بزرگی شان را پادار سمانند زیرا که
بندگان سرکار عزت و مرتبه بزرگی شان را اضافه بر اضافه میدانیم نگويند که باعث
حركات قبیح و جنگ های بزرگ و سدراه اشکر شده بندگان همایون آزرده خاطر
شده باشند هر چیزی که گذشت نقد پری بود ،
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
