Machine transcription
(٦٩)
چون رفته تقدیر دگر گون نشود .
خاص کلان سردار محمد علیخان معہ پنجنفر بزرگان دربار و یکفوج رسالہ برکاب
شان بحضور سردار کلان رفتند وسلام کردند وملاقات نمودند و تا پاس از عصر صحبت
های دوستانه نمودند والفت ومحبت را دیدند و تازگی اتفاق را ملاحظه فرمودند
چون ساز عصر رسید سردار محمد علی خان برخاسته رخصت خواستند وسردار محمد افضل خان
بنوازشات بزرگانه مرخص فرمودند چنانچه باز گشته بحضور بندگان سرکار اقدس
رسیده سلام کردند وصحبت های فی مابین را که سراسر ثواب بود ودم از شفقت ومهر
ومحبت میزد يك بيك بعرض اقدس عرضه داشت نمودند وطبیعت سرکار والا را ازجانب
سردار محمد افضل خان مسرور و خرسند ساختند چون از گزارشات صحبت های دوستانه
مروی بزرگتر خود فارغ شدند عرضه داشت کردند که فردا چه امر است ؟ از حضور
پادشاه قوی شوکت فرمان شد که فردا صبح لشکر های خود را تماما" از حدود سه توپ
الی دروازه نماز گاه در جانب ایستاده صف بسته کنید و متوجه شکست و ریخت لشکر
خود باشید که از قاعده نظام تجاوز ندارد تاورود سردار کلان انتظار میبرید چون
سردار کلان نزديك لشکر رسیدند خود شما پیش روی صف لشکر ایستاده هشت پات امر
سلامی دارید وتوپخانه نیز هجده توپ سلامانه بصدا درآورند چون از سلامی فارغ شدید
بحضور شان رفته استقبال دارید وبرکاب شان عازم حضور انور گردید زمانیکه نزديك
باردوی ظفرشکوه رسیدید فوراً آدم بفرستید و بندگان اقدس را عرضه داشت کنید زیرا
که سرکار والاتبار بنابر یافت بزرگی شان استقبال دارم و بعزت تمام وارد لشکر گاه
شویم تا عزت بزرگی شان بادارسانیده شود هرچند از آنها نفاق دست داد لاکن خداوند عالم
سرکار والاتباررا حوصله عطا کند و برد باری وصبر نصیب سازد تا در عوض بدی
نیکوئی بدارد پروردگار عالم دانا و بیناست و ضمیر سرکار را میداند البته حق بمرکز
خود قرار می گیرد وامید از درگاه الهی دارم که از نیت خالص همیشه فتح وظفر هم عنان
دولت واقبال برقرار خواهد ماند مجلس سخن شب گذشت و صبح صادق دمید حسب الامر
سرکار ذوی الاقتدار جناب سردار عالی تبار با جمیع لشکر از توپخانه وپلتن و رساله
وخاصه دار وخوانین سوار وسوار ولایتی که چون دریای آتش مکمل ومسلح بودند
از اردوی ظفر شکوه حرکت فرموده در حدود سه تخت که فرمان سرکار تا آنجا بود
لشکر گاه کردند وبقرار قاعده نظام صف بسته وصف آرائی کردند تخمیناً یکفرسخ
زیادتر لشکرگاه شده بود لاکن چنان بقاعده و قانون نظام ایستادند که فلک دربارهٔ
لشکرداری حسرت کش وملک با هزار زبان تحسین و آفرین نمودند تا اینکه سردار
محمد افضل خان نزديك بلشکرگاه رسیدند سردار سالار که انتظار ورودشان بودند درپیش
روی لشکر باهزار شان وشوکت و بزرگی ایستاده بودند فوراً بقرار قانون امر بتوپخانه
و افواج ظفر امواج نمودند که هشت پات سلامی بدارند و خود سردار سالار چون ماه
در پیش صف لشکر ایستاده سلامی گرفتند اما بقدرت کامله خداوندی از هر طرف موزیکان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
