Machine transcription
(٦٠)
کوکب بخت چو طالع شود از برج مراد
آنچه مقصود بود زود میسر گردد
مدد طالع اگر نیست مرنجان خود را
که اگر روی سوی بحر تهی بر گردد
اکنون ای لشکر و ای افسران و ای بزرگان بندگان سرکار همایون فال شما را
نصیحت میدهد دل قوی دارید و خود را و پادشاه خود را بخدا وند سپارید و امیدوار فتح
و ظفر باشید زیرا که خداوند اتفاق را دوست میدارد شخص اتفاق کننده را عزیز کرده
فتح و نصرت را قرین حال او میسازد و بر ضد آن نفاق کننده را زبون و ذلیل میسازد
خداوند عالم بضمیر بندگان اقدس دانا و بینا است که اصلا بخواب و خیال و گوشه خاطر
نداشتم و ندارم که بخاندان امیر کبیر خرابی دست دهد و نفاق افتد و نیت حق طویت
بندگان اقدس به اتفاق بود و خواهش داشتم که بدستور العمل پدر رفتار دارم و اتفاق را
افضل شمارم و خداوند را خوشنود سازم زیرا که پادشاه حکیم شبان است و بهمین اتفاق
امیدوار بودم که خلق افغانستان در مهد امن و امان آسوده و بر قرار بوده بدعای دولت
خداداد زندگانی کنند چنانچه شاهد قول سرکار پنج فرمان است که پی در پی بخدمت
سردار محمد افضل خان که بزرگ برادران بود فرستادم و خواهش داشتم که وارد
دارالسلطنه کابل شود و به مصلحت شان سلطنت را برقرار سازیم و رضا بودم که هرگاه
بزرگی کنند و بمثل امیر کبیر برادران را جمع آوری دارند و بندگان ما نیز بمثل
برادران خدمت گذار شویم و از فرمان شان تجاوز نداریم و فرمان بردار باشیم الحمدلله
والمنه شکر گزارم بدرگاه خداوند که نفاق از جانب اوشان صادر شد و نیت خالص
سرکار ظاهر شد و پروردگار عالم از ضمیر سرکار میداند که جمیع سخن های سرکار
که با شما تقریر شد صدق است چنانچه فتح نمایان از لشکر ما صادر شد و لشکر بزرگی
را شکست داد و بعد از اینهم بفضل خداوند فتح مدتها از ان شما خواهد بود و نتیجه نفاق
دامنگیر خودشان خواهد گشت اما دانسته باشید که نیت حق طویت سرکار چنان
اقتضا می کند که هیچ گناهی بحضور سردار محمد افضلخان نمیباشد و از نفاق گریزان است
لکن اشخاصی که بادی نفاق اند او را بحال خود نمی گذارند و راجع بنفاق میدارند
خصوص محرك فتنه و فساد و خرابی خاندان امیر کبیر و بقتل رساندن افواج افغانستان
تمامی از نفاق سردار محمد اعظم خان است زیرا از همان خورد سالی بهمین عادت پرورش
یافته.
(فرد)
خوی بد بر طبیعتی که نشست
نرود تا بوقت مرگ از دست
چنانچه از جمله نفاقهای سردار مذکور در وقتی که امیر کبیر عازم هرات شدند جمیع
فرزندان سرکار با توپخانه و لشکر مکمل خود برکاب سرکار مرحومی عازم هرات
شدند و هريك پسران لشکرهای خود را مکمل از حضور فیض ظهور
سرکار گذرانده سزاوار تحسین و آفرین گشتند تا حتی سردار کلان سردار محمد افضل خان
از ترکستان عریضه فرستاده آنکه ده هزار لشکر مکمل اسباب موجود است هرگاه
غلام نوازی کرده امر فرمایند سرافرازی غلام است در همان فرصت که وقت خدمت و جانفشانی
بود و امیر کبیر از چوب آدم میساخت سردار محمد اعظم خان لشکر خود را در کرم و زرمت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
