Machine transcription
( ٤٦ )
به استقبال برآمده سرکار والا را معۀ لشکریان پذیرائی کردند و مدت پانزده روز توقف
فرمودند تا جمیع لشکریان از اسپ و آدم آسوده خاطر شدند و در مدت مذکور سردار
محمدامین خان چنان مهمانداری و اعزاز و اکرام جمیع لشکریان را نمودند که سزاوار
تحسین و آفرین گشتند و سرکار ذوی الاقتدار را از خود خوشنود و خرسند گردانیدند
تا اینکه وعدۀ موعود بسر رسید و مردم از زحمت سفر و رنج کوچا کوچ بر آسودند
بعد بندگان سرکار از طریقۀ پدری و بزرگی سردار محمدامین خان را بحضور طلب کرده
خلعت فاخره و کمر بند دانه نشان و شمشیر دستۀ مرصع بدست مبارك بكمر شان
بسته کردند و دو راس اسپ عربی با زین و یراق طلا بجهت سواری شان
از حضور مهر ظهور دادند و بعد از آن بحضور بزرگان دربار وعظ
ونصیحت پدرانه در هر باب و هر خصوص دربارۀ شان بادا رسانیدند و خوشنودی بسیار و خرسندی
بی شمار از خدمات چند روزۀ شان فرمودند روز دیگر حسب الامر پادشاه قوی شوکت
از قندهار حرکت فرما شده بادیای لشکر عازم دارالسلطنۀ کابل شدند لهذا دوسه کلمه
از سردار محمداعظم خان تحریر نموده سر مطلب باز گردیم سردار مذکور بعد از فرار
از حدود جلال آباد بزحمت بسیار وز جر بی شمار خود را در کرم و زرمت که جا یداد شان
بود رسانیدند درین وقت سکونت شان در کرم می بود اما شب و روز به تهیه و تدارك لشکر گیری
و لشکر کشی و لشکر آرائی بوده ارادۀ مقدسه داشت که با لشکر ظفر اثر بندگان اقدس
مقدمه نماید و جنگ اندازد لاکن استاد میفرماید ـ این محال است و خیال است وجنون.
خلاصه کلام سر مطلب باز گردیم و از لشکر جنگجو و نبرد پیشه سخن رانیم این بود که
سرکار والا تبار بادیای لشکر خونخوار منزل و مراحل طی کرده وارد منزل مقر رگردیدند
در آنجا حقیقت شورش نمودن سردار محمد اعظم خان و تهیه وتدارك نمودن لشکرهای
پراگنده و لشکر جدیدی گرفتند و آماده جنگ شدند با لشکر ظفر اثر کما حقه ، بحضور
بندگان سرکار خبر رسید و بندگان اقدس در مجلس بمردم خطاب کردند که ای خلق الله
بدانید و آگاه باشید که تا سردار محمد اعظم خان در قید حیات باشد از ین شورش و فتنه انگیزی
و خرابی دولت افغا نستان دست بردار نمیشود و خلق خدارا در مهد امن و امان نمی ماند
و چندان خرابی به هم رساند و مردم را به قتل رساند و خون ریزی کند که تاقیامت یادگار
بماند و عالم تباه شود لاکن از درگاه خداوند امید وارم که نفسی بخوبی نزند و روز خوبی
نه بیند و دائم بغم وغصه گذارند زیرا که پدر ازوی نارضا بود. اينك در کرم و زرمت لشکر
کشی دارد و میخواهد که باسر کار مقدمه اندازد اکنون لازم شد که بندگان سرکار
بوجود مبارك با قلیلی لشکر بجانب كرم و زرمت حرکت کنند زیرا که طینت سر کار
با خداوند عالم ظاهر و هویداست و نیت حق طویت بندگان اقدس نمیخواهد که ضرری باحدی
برسد خصوص که شورشی برپا شود و خلق عالم تباه گردد و اتفاق برطرف گردد و نفاق
ظاهر شود بهر حال شما بزرگان و افسران حضور بالشكر ظفر اثر مع الخير والعافيه عازم
دارالسلطنه کابل شوید و کمتر منزل کنید و بندگان همایون بجانب کرم و زرمت رهسپار
شود تا دیده شود که از پردۀ غیب چه بظهور میرسد. باری بعداز فرمان اقدس لشکر های
ظفر اثر بجانب کابل حرکت فرما شدند و خود سرکار خداجوی با قلیلی لشکر از سواد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
