Machine transcription
پادشاهان متأخر جلد دوم
(١٧٥)
خان آباد تاثير کلی بخشیده و از دولت پادشاه قوی شوکت روگردان شده و در جاده شك
خرامان قدم زده اند و بدولت ترکستان گرویده اند باری هر دو لشکر در مقابل همدیگر
فرود آمده یک دریا فی مابین فاصله بود چون روز قریب به شام عصر رسیده و تا آنوقت
دو مرتبه رفت و آمد فيما بين طرفین شده بود بعد یکنفر شخص معتمد و رموز فهم شیرین زبان
با كلام الله شریف در لشکر کته خان آباد فرستاد اول شخص مامور از جانب سرکار
ترکستان دستخط و مهر و عهد نامه با فرمان برای لشکر خان آباد ظاهر کرد و بحضور افسر
وسپاهی سراسر فرمان را به آواز فصیح خوانده و تمامی افسر سپاهی بچشم سر ملاحظه
فرمودند بعد ازان کلام الله شریف را بر آورده از افسر وسپاهی بقرآن خداوند دست مانده
عهد و پیمان نمودند چون دشمنی بدوستی مبدل شد و از تدبیر نیکو نفاق باتفاق انجام یافت
هردو لشکر با هم متفق شدند و فردای آن هر دو لشکر از آب دریا کوچیده وارد خان آباد
گردیدند وسرا پرده و بارگاه افراسیابی بر پا کردند و آسوده و برقرار نشستند گویا پای
تخت جمع قطغن و بدخشان خان آباد بود که به تصرف درآمد بواسطۀ آن دیگر جاهای
قطغن بمل خوست و اندراب، بغلان ، غوری خنجان و غیره فرمان بردار و مطیع و شاد گردیدند
بعد ازان از اسباب دولتی که در خان آباد بود از خزینه و دفینه و جباخانه وغیر ذالك چه
از بندگان سرکار واژ سردار عبدالله خان که موجود بود بتصرف دولت ترکستان درآمد
درینوقت جرنیل سیدال خان که در بدخشان جرنیل افواج آن حدود بودند در شقنان استقامت
داشتند با وجودیکه در اول مرحله زبان داده بودند درین فرصت که باید و شاید بسرعت
درخان آباد میرسیدند تاخیر کردند که سه فرمان سرکار ترکستان فرستاد امروز و فردا
گفته روزشمار بودند عاقبت نظر محمدخان رساله دار پسر جرنیل مذکور که خدمت حضور
بودند نامبرده را با فرمان تعجیل فرستادند و در فرمان درج کردند که تا اینجا باعث
تاخیر نمودن و بحضور نرسیدن از چه روست هرگاه اینچنین خیال بخاطر داشته بدرا بتداء
چرا بندگان ما را امیدوار نمودید و هرگاه غیر از ان است حرفی ندارد و بزودی حرکت
فرموده عازم حضور شوید که بندگان توقف با آمدن شما داریم وسفر خیریت اثر دارالسلطنه در
پیش است امید واریم که بسرعت خود را بدار احاطه شهر کابل رسانده بر قرار کردیم بهر
حال بعد از رسیدن فرمان مصحوب نظر محمد خان رساله دار جرنیل سیدال خان علاج دیگر نیافت
فورا حرکت کرده با يك پلتن وخاصه دار که در شقنان بودند به تعجیل تمام وارد خان آباد
شده چون قطره بدریا پیوستند اضافه بران افسران خان آبادی اشخاصی که بیعت کردند
و قسم خوردند از جمله خدمت گاران محسوب شدند و اشخاصی که ظاهر چیزی و باطن
چیز دیگری بنظر آمدند بعضی محبوس وبرخی به قتل رسیدند و دیگر سردار سیف الدین خان
نواسه عبدالوهاب خان که بامر و فرمان پادشاه افغانستان حاکم با استقلال غوری وخنجان
و خوست و اندراب و بغلان وغیره بودند در اول شورش سرکار ترکستان که بجهت فتح
خان آباد فرمانهای تسلی نامه فرستاده شد بجية سردار سيف الدین هم يك فر مان محت
آمیز فرستاد و ترغیب بجانب ترکستان فرمودند سردار سیف الدین خان مذکور بیکارمان
فرمان ترکستان از فرمان برداری بندگان سکندرشان پادشاه افغانستان سر پر تافت
و خود را خسر الدنيا. والآخره ساخت عاقبت بمراد خویش هم واصل نشد بهر حال وابسته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
