BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 445

Page 445

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 445 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(١٧٤) پسر عبدالرحیم خان طوطی بود وازحضور بندگان پادشاه عدالت گستر سرکار امیر عبدالرحمن خان فرمان فرمای ولایت مذکور بود و با کمال استقلال حکومت داشت لاکن دران موقع خودسردار عبدالخان حسب الامر و فرمان سرکار عازم دارالسلطنه شهر کابل حضور پادشاه قوی شوکت شده بودند در حدود خنجان رسیده خبر وحشت انگیز لشکرهای ترکستان کوشزد سردار مذکور گردید و از ورود بندگان عالی سردار محمد اسحق خان که با لشکرهای بی کران بجانب خان آباد روان اندکما حقه اطلاع یافتند از شنیدن اینواقعه جان سوز متفکر و پراکنده شدند بعد پنچنفر افسران و بزرگان حضور خودرا جمع کرده مشورت کردند عاقبت مصلحت چنان برقرار شد که از خنجان حرکت نکنند زیرا که رفتن خان آباد هر چند بسرعت باشد ممکن نیست و دشمن گلوگیر رسدہ دو کار باید کرد یکی بحضور بندگان سکندر شان دارا در بان سرکار امیر عبدالرحمن خان عريضه بسرعت بايد فرستاد و کماحقه عرضه داشت باید کرد تا از حضور لامع النور زودتر معالجه شود ويك خط ديگر بجهة افسران خان آباد بايد فرستاد تسلی دادشود که از تفضلات خداوندی بندگان سر کار اقدس الحمد لله والمنه به تخت خسروی بکمال صحت مندی آسوده وبرفراز عنقریب از چهار جانب دریای لشکر خونخوار بامر بند گان سرکار چون موج دريا میرسد ودشمن خودرای را که نمك ناشناس برخواست و بحضور پادشاه اسلام بی ادبانه حرکت کرد بفضل الهی و با قبال شهنشاه اسلام پناه چنان سرزنش کرده قرار دشت ادبار بدارد که بیاد کار باقی بماند امروز از طریقه مردی ومردانه گی بهر صیغه و بهر تدبير كـــه مصلحت وقت را میدانید خودداری نکنید و مزدی را از دست ندهید تا بحضور پادشاه قوی شوکت نام نيك حاصل کنید وسزاوار رتبه ومنزات گرديد ظا هر است که اینطریقه رویداد گاه گاهی اتفاق می افتد و زود می گذرد و خوشا با شخاصی که نام بمردی بر آورده حق نمك بجا آرد ونيك نامی حاصل خود سازد مختصر کلام لشکریان آباد حرکت کرده با شوکت و دبدبه مکمل ومسلح باستقبال لشکر ترکستان در لب دریای قندوز فرود آمدند و خیمه و بارگاه برپا کردند و انتظار ورود دشمن بودند و بجنگ مر دانه کمربسته داشتند اما ازین حادثه بی خبر که بندگان سرکار ترکستان قبل ازین در اوایل شورش شخص ناشناسی را بلباس فقیر با فرمان های بسیار که همه مشتاقانه و وعده های بــی کرانه که بیکی امید شیر خدا شد به جهة افسران لشکر و سپاهیان بی حدو مروکار کستان ملك وسرشته داران ولايت فرستاد هر یکی را جداگانه نوازش وامیدواری های بسیار در فرمان درج نموده امیدوار ساخته بودند واز طرف افسران خان آبا دی کلیه امیدواری داشتند در حینی که لشکر از ترکستان بسرعت باد و برق آبدانهـــای عبـدالله خان را طی کرده از کوتل فرود آمد ند نزديك دريای قندوز رسیدند افسران لشکریان آبادو حاکمان ولايت مذکور بعضی اشخاص که داخل فرمان نبودند و از قضیه فرمان وزبان دادن افسران خان آبادی خبر نداشتند اراده حرکت و بنای مقدمه کردند چون وارد لشکرگاه خودشدند نقشه را دیگر فهمید ند و کار را ديگر گون دیدند و آنگاه برای شان ظاهر شد و لشکر خان آباد را را جمع به جانب لشکر ترکستان دریافتند وواقف شدند که فرمان سرکار ترکستان بلشکر

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 445. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/445 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/445
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record