BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 43

Page 43

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 43 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

( ٣٦ ) روز جنگ است و جنگ باید کرد کوشش نام و ننگ باید کرد اینکه افواج ظفر شکوه و لشکر جرار جنگجو بدون خوف خود را بقلعه رساندند وبدنة قلعه را با شیرازه تصرف کردند اما لشکر قلعه گان با وجودی که در نزد لشکر کابل قلیل بودند وده يك شمرده نمی شدند چون پروانه بدور آن شاه سوار اعنی سردارشهنواز خان جمع بودند وجان فشانی می نمودند واسطه بلحاظه شجاعت ومردانگی میکردند و در زدوخورد وقتل وقتال تقصیر نمی نمودند وحق نمك خوارگی وپاس خدمتگذاری را بجا می آوردند وازجان شیرین مضایقه نمی کردند با وجودیکه توپهای آتش فشان لشکر کابل دود از نهاد شان میکشید ولشکر مذکور را پراگنده کرده بود که نفس کشیده نمی توانستند اما در بازار جان فروشی جان خودرا فدا کرده با شمشیر های بران مردانه وار بسر توپخانه لشکر کابل رفته حمله می کردند و می کشتند و می بستند وجان خودرا نثار بادار خود میکردند خلاصه کلام ازطلوع آفتاب تا نصف النهار جنگ پیوسته بود چنانچه شش ساعت نجومی باشدت جنگ میکردند داد مردانگی میدادند و خون از بدن یلان با شمشیر بران بخاك هلاك میریختند واز کشته پشته ها میساختند وچنان مدهوشانه جنگ میکردند که فلك كج رفتار از کردارشان بحسرت مانده بود واستاد میفرمایند . فرد دو لشکر چه گویم دو دریای خون بمه بسباری از آب دریا فزون بند بیر خون ریختن تا ختند بهم تیغ ورایت بر افرا ختند ز بشین کمان تا نماز دگر بمید ان نشد رزم سازدگر لاکن بفضل خداوند ومرحمت حق سبحانه وتعالی در همه جا نصرت وفیروزمندی قرین حال فرخنده مآل لشکر ظفر انجام افواج پادشاه قوی شوکت می گشت و بلشکر هرات هر ساعت شکست می افتاد و هاتف غیبی ندای جگر سوز درباره لشکر هرات در میداد و به آواز بلند میگفت که ای لشکریان مردانه وای افواج دلیرانه وای سپاه نبرد پیشه زیاد براین کوشش نباید کرد كه فلك عماز از پرده نیلگون بازی تازه بنا مانده و طبل کج رفتاری مینوازد و خواهش آن دارد که صدای الفرار ازجانب لشکر جرار بلند گردد زیاد براین کوشش بی فایده سود نمی بخشد و با تقدیرات ازلی نمی توان کوشید وازقضای لم یزلای یا نمی توانید کشید ( لا راد لقضائه لا معقب لحكمه ) . چون حاكم نافذ الامر قضا سلسله ارادت در جنباند ماهی را از قعر دریا به اوج هوا رساند ومرغ را ازاوج هوا به حضیض زمین نشاند وهیچ آفریده را در امر قضا وقدر چاره نیست جز تسلیم و رضا . شعر بزور وزر نشاید رد احکام قضا کردن نمی زیبد کسی را درقضا چون وچرا کردن باری دل خوشدارید هر لباس که خیاط ارادت ایزدی بر بالای هريك ازملازمان عتبۀ عبودیت می دوزد خواه گریبانش بگوی دولت آراسته خواه دامنش به طراز محنت پیراسته بی شبهه محض عنایت وعین کرامت است .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 43. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/43 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/43
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record