BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 404

Page 404

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 404 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۱۲۹) پادشاهان متاخر و اعتمادی ایشک آقاسی شیردل خان را محبوس باوشان میبردند. امروز که خبر لشکر کابل رسیده دست از یاری شان برداشته ایشک آقاسی شیردل خان را با دیگران از حبس بر آورده با سواران جمشیدی بجانب هرات روانه شدند چون این خبر شهرت یافت مردمان هرات که دایم در بیوفایی قدم زده بودند بقرار سابق رجوع به بی وفایی کردند و تمامی لشکر هرات از ملکی و جنگی دست از یاری سردار محمد ایوب خان کشیدند و باوطان خود رفتند بعد از آن که رویداد از این قرار شد واقعه بر عکس افتاد خوف عظیم بر دل سردار محمد ایوب خان و بزرگان دربارشان افتاد و تدبیر کار خود را در فراری دیدند که بباید بجانب ارض اقدس روانه شوید. چنان چه در مدت سه روز تهیه و تدارک خود را نموده روز دیگر به تدبیر از درون شهر برآمده روانه ارض اقدس شدند فردای آن ایشک آقاسی شیردل خان معة سواران جمشیدی وارد شهر هرات شدند نقاره خانه ها را بنام نامی سرکار امیر شیر علی خان بصدا در آوردند بعد از آن مردمان هرات از هر طرف فوج فوج طایفه بطایفه از ملکی و جنگی بحضور ایشک آقاسی شیر دل خان آمده مبارک باد کرده بسر افرازی باز میگشتند تا اینکه بعد از يك هفته لشکر مأموری کابل بسر کردگی سپهسالار حسن علیخان و مستوفی حبیب الله خان وارد شهر هرات شده برقرار گردیدند چون چند روز بآسودگی گزارش یافت و سپاه سالار و لشکرها در شهر هرات جابجا شدند ایشک آقاسی شیردل خان بنابر امر سرکار والا تبار از هرات مراجعت کرده روانه دارالسلطنه کابل شدند و بسرعت منزل زده خود را بحضور شهریار عدالت گستر سرکار امیر شیر علیخان رسانیدند و شرف حضور فیض ظهور بندگان سکندرشان را دریافتند و رویداد خود را حسب الامر از محبوسی و گذارشاتی که پیش آمده بود بعضی را بطریق زحمت و زجر که دیده بودند و برخی را که سزاوار خنده میدانستند بزبان لطف و طرز لطیفه بحضور انور عرضه داشت کردند بعد بندگان اقدس سوال کردند در زمانی که شما را بالای یابو سوار کرده داخل شهر هرات نمودند یکی اینکه بجانب مردم اوخ می کردید و طرز خنده را پیش می گرفتند و دوم الفاظهای قبیح بسردار محمد ایوبخان و مادرش میگفتید سبب گناه ما درش چه بود گناه گار محمد ایوبخان در هرات و ما درش در کابل اضافه بران ناموس سرکار چگونه سزاوار که فحش میدهد و چه لازم فحش دادن داشت ایشک آقاسی شیر دلخان بخنده عرضه داشت نمود که ای شهریار هرگاه مادرش بانو و خانم میبود البته فرزندش صاحب لحاظ میشد اضافه بران فحش دادن پسر غلام در هرات و خانم در کابل کجا و چگونه فحش دادن پسر غلام نسبت بدو نامه را بوی می رسید و تا ثیر بخشد اکنون تقویم پارینا را چه حاجت بحضور سرکار والا تبار که بعد از هفت ماه بیاد آورده بزبان گهربار جاری می سازند و در مجلس حضور مذکور می دارند هرگاه بندگان اقدس اشرف را مقصد از اظهار سخن است دوم باره غلام تکرار عرضه نمایم بدون از اندیشه و بغیر از خوف و رجا بما در سردار محمد ایوبخان

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 404. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/404 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/404
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record