BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 389

Page 389

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 389 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(١٣٠) برحمت حق پیوست و جهان فانی را پدرود کرد بعد ازان نعش سپاه سالار را بدرستی و خوبی انجام داده بجانب هرات فرستادند لهذا چون خبر قتل سالار در هرات رسید و سر دار محمد یعقوب خان آگاه شد چون ماری که بر خود پیچد همچنان بخود پیچید و فغان از دل برداشت زیرا که سالار را بمثل پدر میدانست و سالار نیز سردار مذکور را فرزند وار پرورش میداد و خود را در باخته سردار عالی نموده بود باری بعد از شنیدن قضیه مرگ سالار خبر رسید که نعش سپاه سالار را بجانب هرات فرستاده اند ازین با عث سردار محمد یعقوب خان تسلی یافته خرسند شدند چنانچه رو زورود به شهر هرات جمع بزرگان و سر کردگان ملکی و جنگی باستقبال نعش سپاه سالار برکاب سردار محمد یعقوب خان بر آمده بجلو نعش داخل زیارت کارگاه شدند و بعزت تمام دفن کردند و سه روز فاتحه گرفتند و خود سردار عالی بحضور فاتحه میگرفت و خیلی در باب سپاه سالار غمگین بودند اکنون سردار محمد یعقوب خان را در هرات بگذارید و چند کلمه از لشکر سبزوار بشنوید. در زمانی که نعش سپاه سالار را بجانب هرات فرستادند بعد ازان جمع افسران بيك جا جمع آمده مجلس کردند و کنکاش نمودند رای همه برین قرار گرفت که کریم بخش جرنیل که در اصلی هندوستانی است مگر بعد مت سالار مخاص و خدمتگار بود سپاه سالار از وی رضا مندی داشت نامبرده را افسر کل قرار دهند و تا فرمان کابل رسیدن امر و نهی اورا جایز دارند و همه بفرمان مذکور عمل کنند چنانچه سرشته به همین منوال بسته شد بعد بصحابت سید افسران سردار محمد اسلم خان رامعه محمد حسن خان برادرش و چند خدمتگار معتبرش که داخل این حرکت بودند و قتل سالار را مصلحت دیده شريك خون شده بودند با غرور تجیر و با بد ترین ذلیلی که خدا وند نصیب کس میکند بمعرفت پنجاه سوار رساله ویکتفر افسر بزرگ بجانب دارالسلطنه کابل بحضور سر کار ذوی الاقتدار فرستادند و بعد از ان در سبز وار توقف کرده انتظار فرمان بودند و بقاعده و قانون نظام داری حرکت کرده باتفاق تمام شب را بروز می آوردند اکنون لشکر های نمك حلال سبزوار را در كملك خدمتگذاری در سبزوار به اتفاق و مردانگی بگذارید چند کلمه از حضور سردار محمد یعقوب خان که در هرات توقف دارد بشنوید لهذا سردار محمد یعقوب خان چون از فاتحه سپاه سالار فارغ شدند بعد از ان متوجه احوال خود شده فکر کرد و متفکر گردید و بکردار زشت و رفتار ناصواب خود پشیمان گردید خصوص از عریضه فرامرز خان سپاه سالار که از سبزوار قبل از قتل خود فرستاده بود و زشت و زیبا نصیحت نموده بود سردار مذکور بخاطر می آورد و خود را ملامت میکرد و نفرین می نمود و نمی دانست که خاتمه این کار قبیح و فعل زشت چه خواهد شد افضل که قتل سه شخص بزرگ سر دار فتح محمد خان و سردار عبد العزیز خان پسرش و خاتمه قتل سپاه سالار را مد نظر می آورد و بعقل ناتمام خود نفرین میکرد و اندیشه بر بادی دولت افغانستان و پریشانی حضور سرکار را فکر میکرد و عجب می ماند و راه چاره را مسدود میدید و از راستی و خدمتگاری و جان فشانی سپاه سالار که از زمان کودکی تا زمان کهن سالی بحضور اقدس دل سوزی داشت و در جمیع دولت افغانستان در خدمتگذاری ثانی نداشت ملاحظه

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 389. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/389 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/389
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record