BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 356

Page 356

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 356 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

پادشاهان متأخر جلد دوم (۹۷) تا زمانیکه بندگان سکند رشان دارا دربان جمشید کردار فریدون آثار نوشیروان رفتار سرکار امیر شیر علیخان چون آفتاب تابان از افق مشرق نمایان شدند و داخل افواج نظامی گردیدند افواج مذکور با مر سپاه سالار هشت پات سلامی گرفتند چنانچه یکساعت صدای موزیکان ونقاره خانه ها بلند آوازه و از صدای توپ وتفنگ زلزله در گنبد دوار در افگنده و از دود توپ وتفنگ وگرد وخاک زمین لشکر گاه سیاه وتاريك گردیده بود تا زمانیکه سلامی آخر شد و گردوخاك ودود توپ تفنگ فرونشست وروشن دست داد بعد از ان بندگان سرکار از ابتدای فوج از افسر وسپاهی با هريك بزبان گهربار درر آثار محبت به وی ورزیده میگذشتند تا اینکه از لشکر نظامی گذشته نوبت بفقرا رسید بهمان منوال ابتدا از سادات وعلما و قاضی و قضات که صف کشیده بودند ملاقات دوستانه ومحبت پدرانه بايك يك از اوشان نمودند و با جمیع بزرگان ولایت اسم برده صحبت میکردند و خرسندی مینمودند چنانچه بعضی سخن های سابقه را بیاد آورده حرف میزدند واز گردشهای فلکی و تقاضای زمانه غدار و نشیب وفراز دنیا که پیش آمده بود یکی بدیگری یاد میکردند و تکلم مینمودند لهذا سبب صحبت دوستانه سر کار والا با اعزه واشراف مردم کابل ازینروست که بندگان اقدس نشوو نما یافته يك دیار با آنها بودند و فقرا نوازی میکردند و آنها نیز چنان مرید و معتقد و اخلاص کیش حضور سرکار بودند و او را نشان دعای دولت خداداد بود وخالص دعا میکردند بلکه ساعتی از دعا گوئی سر کار غافل نبودند مختصر کلام چون سرکار والا تبار از ملاقا ت سپاه وفقرا فارغ شدند تأملی بجانب شهر روانه شدند تا اینکه بفضل خداوند وا قبال شاهنشاهی بکمال صحت مندی داخل کا بل گردیده در کوچه و بازار ودر وبام از مرد و عیال جمع آمده انتظار ورود پادشاه خود را داشتند چنان مملو از زن و مرد در کوچه وبازار بودند اقلا راه عبو راز بسیاری مردم باقی نمانده بود سر کار ذوی الا قتدار با وجود افزونی خلق الله با جمیع مردم از زن ومرد محبت کرده قدم بقدم تشریف می بردند این بود که مع الخیر و العافیه وارد باغ پادشاهی که از پدران بیادگار مانده بود و تبرک میدانستند شدند و بر تخت سلطنت موروثی چون نوشیروان عادل نشستند ومبلغ های کلی چه از خزا نه عامره و چه از بزرگان و حضور و معتبران دربار که بطریق برای خدا می آوردند بدست مبارك به سید وسادات و فقیر و فقرا و بیوه و بی نوا و غریب و غربا و بیچاره واز پا مانده برای خدا صرف میکردند و دعا میگرفتند و درین مدت از روز دویم ورود افسران نظامی وبزرگان ملکی فوج فوج بولك بولك بحضور مهر ظهور آمده دعا و فاتحه کرده میرفتند و از حضور فیض ظهور سراسر نوازش در یافته مرخص میشدند بعد از ان که از رفت و آمد سپاه و فقرا آسوده خاطر شدند چند روز دیگر به عیش و عشرت گذرانده شکر گذار درگاه خداوندی بودند چون زمانیکه در ولایت انگلیس تشریف فرما شده متوجه امورات سلطنتی دولت مذکور بودند قانون نظام داری را پسندیده بخاطر عاطر داشتند و همه وقت بمدنظر میگذراندند و میفرمودند که نوکری سابقه که خوانین سواری باشد موقوف داشته قاعده نظام دا ری جاری گردد

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 356. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/356 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/356
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record