BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 321

Page 321

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 321 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(٦٣) جلد دوم فتح محمد خان بعد از آن با قلیلی سوار رکابی که همه جان نثار و جان فدا بودند از روی غیرت و مردانگی خود را بقلب لشکر دشمن زد و جنگ در انداخت و داد مردانگی داد و لشکر دشمن را بخود گرفتار ساخت لا کن بصدمت کاران سردار فتح محمد خان امر نموده بودند که در وقت مقطعه مایان بر پاشده سردار مذکور را از جنگ جاه بدر کرده جانب غزنین رهسپار شوید اما خود ایشك آقاسی شیر دل خان با خدمتگاران جان فدا چنان بقلب دشمن حمله میکردند و مردانگی مینمودند و شمشیر میزدند که سزاوار هزاران احسن و آفرین بودند تا اینکه سردار فتح محمد خان از جنگ ماه بدر رفته وخاطر ايشك آقاسی شیر دل خان جمع شد دوباره متوجه جنگ گردید و بتفنگ در انداخت و مقطعه مردانه کرد و حمله های شیرانه نمود تا اینکه دشمن را از جاه برکنده و عقب نشانید لاکن باطراف ایشك آقاسی مذکور از قلیل خدمتگار قلیلی باقی ماند و دیگران کشته و زخمی و دستگیر گردیدند بعد از آن متفکر مانده جنگ را مصلحت ندیدند زیرا که خود را در مقابل دشمن بخوبی نه شمردند با وجود آن در میدان رزم مردانه ایستاده بودند و تدبیر بر آمدن و فرار شدن بخاطر میگذراندند که چه سو فراری شوند که ناگاه از چهار جاب لشکر دشمن حمله آورده و اطراف ایشك آقاسی شیر دل خان را احاطه کردند و مابین گرفتند و راه فرار را بستند ایشك آقاسی مذکور که دست ستیز را کوتاه و پای گریز را لنگ دیدند نا چار بد ستیزه در آمدند و قلیلی سوار که عبارت از سی نفر پروانه وار بدور آن سردار نامدار جمع بودند بدشمن حمله کردند هر چند که قلیل بودند در ده مقابل کثیر بمردانگی کوشیدند و جنگ رستمانی کردند و خود را بمردی به دشمن زده احاد و صحن جنگ از روی تدبیر بجانب غزنین مقدسه میکردند و میرفتند وصف دشمن را پراگنده میکردند تا زمانی که خود را بمردی از مهلکه جاه بدر کردند و فراری شدند چون از چنگال دشمن خود را نجات دادند و آسوده خاطر شدند بعد از آن که بخود و خدمتگاران خود پرداختند و متوجه شدند و نظر افگندند که از جمع سواران رکابی که همه خدمتگار قدیمی و جان نثار صمیمی بودند هجده نفر با قیمانده اند و هفتاد و شش نفر از سله اوشان تلف گردیده که همه جان فشان بودند و جان فدا کردند اعنی بعضی کشته و برخی زخمی و اسیر دشمن شده بودند بهر حال چون نزديك قلعه غزنین شدند تحقیق نمودند که قلعه را حاکم از خوف و هراس محکم کرده دروازه را بسته اند و دوست و دشمن را درون قلعه نمی گذارند چنانچه سردار فتح محمد خان بالشکرهای پراگنده و شکست خورده که همراه داشتند از غزنین گذشته بجانب کوه باغ هزاره رفته بودند ایشك آقاسی شیر دل خان چون دانستند بسردار فتح خان بودند و از حضور سرکار اقدس باتفاق مامور خدمت شده بودند ناچار بجانب سردار فتح خان روانه شدند تا اینکه خود را بسردار مذکور رسانیدند و ملحق و متفق شدند اما ايشك آقاسی شیر دل خان که هیچ وقت اینچنین شکست فاحش نخورده بود ازین رهگذر خجالت میکشید زیرا که شخص شمشیری و نامدار و غیور بودند بهر حال شاعر میگوید : رباعی چون رفته باشد بر دگرگون نشود ینکه رم از انچه هست افزون نشود هان تا جگر خویش زخم خون نکنید کز خوردن غم بجز جگر خون نشود

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 321. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/321 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/321
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record