Machine transcription
(٥۱)
جلد دوم
و جگر آشام از بارگاه زرین نگار برآمده سوار اسپ دشت پیمای تازی نژاد شدند و بعنوان
خبر داری لشکر خرامان خرامان بقوت قلب و شجاعت ذاتی که در طینت داشتند روانه
شدند و خود را با آهنگی از لشکر گاه جدا کردند چون از افواج بدرشده قدری آسوده
شدند بخدمتکاران حضور که همه محرمان صدیق بودند و اعتبار کلی داشتند و سال ها پرورده
نمک بودند و خود را فدائی میگفتند چون نظر افگندند که بعضی حاضر و برخی غائب و بسیاری
برکاب سر کار نیامده اند و خود را از خدمت باز داشته در جاده نمک حرامان قرار گرفته اند افضل
از آن که هر کدام اوشان دولت عظیمی را با خود برده اند و تصرف خود نموده اند لهذا
چون وقت باريك و دست تصرف کوتاه بود لاچار تحمل کرده سکوت ورزیدند و از آنجا
یا اراده خداوند ...... جانب ترکستان رفته میشد روانه شدند و بسرعت اسپ می راندند....
از حدود قرنین در همان شب دور کرده ...... وقدری آسوده شدند و ساعتی از اسپ فرود
آمده تا اسپ و آدم استراحت کرده بهر حال چند شب و روز بهمین منوال مرحله پیما بودند
تا خود را بسرحد ترکستان رساندند ............ بحضور سرکار ....... سرکار والا از روی
تدبیر و پرده باری و بزرگی تحمل میکردند ........... (۱) چون بمام افتد تحمل بایدش
لهذا هرگاه شرح .......... را تحریر دارم و در گفتار و کردار و رفتار ......... بعد از آن
اطلاع یافتند که بندگان سردار عالی مقدار ........ از ترکستان حرکت فرمایده بجانب
کابل روانه میباشند در حدود غوری نزول اجلال فرمودند سر کار دل افگار از شنیدن این
اخبار ناچار بجانب غوری منزل و مراحل طی کرده میرفتند تا اینکه وارد غوری شدند و بلشکر
ظفر اثر چون قطره بدریا پیوستند لاگن خوفیه در لشکر گاه داخل شدند چنانچه فردا
مردم لشکری واقف شدند بهر حال بملاقات بندگان سردار عبدالرحمن خان داخل کردیده
بر تخت سلطنت ترکستان بر قرار نشستند و گزارشهای کابل و غندی مرسل را اول تا آخر
بحضور سردار عالی کما حقه بیان فرمودند بعد از آن متوجه لشکر گیری و انجام سفر
وشکست و ریخت لشکر و تدارک افواج از جزوی و کلی گردیده شب و روز آسوده و آرام
نبودند زیرا که دشمن قوی نزديك و اعتبار سلطنت جزوی بلکه ساقط شده بهر حال تا
دشمن فرصت یافتن سر شته لشکر کردن و مکمل ساختن بهتر است اکنون سردار با و قار
سردار عبدالرحمن خان و سر کار دل افگار امیر محمد اعظم خان را باللشکر بسیار در حدود
غوری بگدارید با کمال استقلال و شوکت بی ملال بسرشته سپاه و انجام سفر متوجه باشند محرر
کتاب در سابق از سپاه داری سردار با غیرت سردار عبدالرحمن خان قطرة از دریا نوشته
بودم اکنون به تکرار نمی پردازم چنانچه ظاهر است که از تقدیرات از لی کنیه سلطنت افغانستان
از دست سر کار امیر محمد اعظم خان برطرف شد و بك ولایت ترکستان بدست مانده سردار
شجاعت پیشه با لك لشکر ده شب و روز بقصد انتقام کمربسته متوجه لشکر گیری میباشد و میخواهد
که از دشمن قوی انتقام بکشد البته این کار دار از کمال شجاعت و تهور و دلاوری میباشد .
(۱) روی بعضی سطور کتاب را سیاهی طوری مسطور ساخته که مطلبی از آن گرفته شده
نمی تواند جاهای مذکور نقطه گذاری شد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
