Machine transcription
(٥٠)
نزديك و دور که امروز چون پروانه بدور شمع جمع اند و غلام و خدمتگارند و دم از وفاداری
میزنند در آنوقت هر کس بتدبير جان خود شده از جادة وفا داری تجاوز مینمایند و بجای
نمكخوارگی راجع بصفت حرامی میشوند بلکه به شکست بندگان سر کار قدم میزنند و خود را
بدولت امیر شیرعلیخان پیوند میدهند که شاید بنکامی یابند و اضافه بران بسیاری مردم دیگر را
فریب خواهند داد وبمثل خود نمك حرام خواهند ساخت پس بهتر آنست که خود را بتدبیر ازین
گرداب بلاخيز وطوفان شور انگیز که سراسر خطر است بساحل نجات برسانیم وخود را
وامور جهانداری را که بتقدير پیش آورده بخداوند كريم ورحيم سپرده واز درگاه الهی
امیدوار باشیم تا از پردۀ غیب چه بظهور خواهد رسید هر گاه چنین نکنیم و علاج واقعه را
قبل از وقوع ندار ك نداريم مردم افغانستان که درین باب استاد کارند و هر سال خواهش
يك پادشاه داود ممکن است که بندگان اقدس را محبوس واز بدست دشمن بدهند زیرا
که از قدیم این عادت بمردم افغانستان جاری است و باك از ننگ و ناموس ندارند خلاصه
کلام بهمین خیال وفكر مستحکم شده سرشته رفتن بجانب ترکستان نمودند و خدمتگاران
محرم را سرشته رفتن دادند و فرمودند که تا نماز شام خود را از جميع اسباب سفر آماده
ونياز سازید و عزم رفتن را جزم کنید اما خوانده گان سر کار بهمان روز با دل قوی و شوکت بسیار
بو جود فیض آلود در بالای توپ بزرگ که گاه گاه تشریف میبرد اليوم نيز تشریف
فرما شده و دو رجمنت رساله را که هر روزه مامور حضور بودند امر بمیدان جنگ نمودند
وفرمودند که در مقابل سوار هراتی میدان داری کرده بقرار هر روزمتر کتازی بدارید
لا كن شرط احتیاط بجای آرید که فریب سوار هراتی بسیار است و شما را برابه نفس نگیرند
زیرا که سوار هرات دایم بروبه بازی جنگ می اندازند بهمین منوال عصری ببر برده اندو خواندگان
دارا دربان لحظه بلحظه بتوپ میزدند و دود از نهادشان میکشیدند مختصر کلام از تمامی
روزها که میدان داری میکردند و جنگ میدان مینمودند امروز افزون تر و خیلی دست
ازی لشکر طرفین کردند که سزاوار تحسین و آفرین گشتند اما لشکر کابل و سوار رساله
جانب میدان داری مردانه و ترکتازی دلاورانه نموده گوی سبقت از میدان نبرد بردند و چنان
سوار هراتی را بمردی عقب نشاندند و از حضور سر کار به نقد و خلعت های فاخره سرافرازی
حاصل کردند که گاهی چنین مردانگی دست نداده بود بهمین چند یوم بمثل امروز دلاوری
و غیرت نه نموده بودند چنانکه امروز گویا بلشکر هرات شکست فاحش داده نام بمردی
بر آوردند و همچنان از حضور سرفرازی حاصل میکردند وبمنصب بزرگ میرسیدند تا زمانی
که شام شد و گروه ها بقرار ماموری جدید مامور شدند که محافظت لشکر خودرا کرده
متوجه لشکر دشمن باشند و خود بندگان سر کار بدولت واقبال از بالای توپ بزرگ برخاسته
داخل بارگاه و سرای پرده شدند و سر تخت دارائی برقرار نشستند و گرم صحبت شدند بعد طعام تناول
فرمودند و ساعتی دیگر با بزرگان در بار نشسته از هر در سخن کردند بعد از آن بزرگان حضور مرخص
شدند بخیمه های خود رفتند و میل راحت کردند چون بارگاه از در باریان ومجالسیان خلوت شد محرمان
حضور که همسفر بودند ومامور تهیه وتدارك حسب الامر شده بودند حاضر حضور گردیدند واز
سرشته رفتن خود و آماده نمودن و مکمل گردیدن عرضداشت کردند سرکار والا تبار با دل افگار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
