BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 303

Page 303

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 303 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(٤٤) جلد دوم محبت و دوستی و در طریقت الفت و یگانگی چنان بود ند که لحظه از همدیگر جدا نمی گشتند از یمن محبت فلك را شك آمد و کینه دیرینه را بنیاد کرد وسلسله کینه را نجنبانید تا اینکه دولت بزرگ را برباد داد و خلقی را تباه گردانید مصدقات این مقال آنکه اصلاح میمنه که کار بزرگی بود بمعرفت سردار محمد اسمعیل خان انجام یافت و در مقدمه ها نیز لشکر سردار مذکور پیش دستی کرده داد مردانگی میدادند در اینوقت سردار مذکور امید وار بودند مناصفه طلا بامن برسد. تا بلشكر یان خود بطريق انعام بدهم سردار عالیقدر سردار عبد الرحمن خان این چنین نکرد و پانزده هزار طلا را تحویل خزینه کرد لاکن از صافی طینت بخاطر داشت که سردار محمد اسمعیل خان شريك دولت و هم شريك است البته هر دو لشكر از يك دولت است هر وقت مصارف شود مضایقت میشود فرقی ندارد ازین رهگذر سردار محمد اسمعیل کدورت کرد تا که ورث بالا گرفت و فی مابین هر دو شخص بزرگ عداوت دستداد و خرابی پیش آمد و دست آویز فتنه انگیزان و غمازان و سخن چینان شد و فتنه خوابیده بیدار گشت تا اینکه سردار محمد اسمعیل خان بدون اجازه سردار عالی مقدار سردار عبدالرحمن خان از لشکر گاه حرکت کرده با لشکریان خود از اردوی ظفر شکوه جدا شده راه ترکستان پیش گرفتند و تلاش تمام منزل میزدند و سرعت تمام مرحله پیما بودند تا خود را در شبرغان رساندند و آسوده شدند زیرا که از لشکر دنیا، احتیاط میکردند بعد از آن دو شب تو قف کرده روز سوم به شبرغان مراجعت فرمود و دو یوم منزل کرده روز سوم وارد شهر آقچه شدند و در حدود آقچه فرود آمدند و منزلگاه کردند سه روز بخاطر جمعی تمام استقامت نمود. روز چهارم از راه دشت ارژنه که در باریفیض آثار خلیفه چهارم است روانه شدند لاکن باعث حرمت جناب علی مرتضی علیه السلام که در باریفیض آثار است خود را ولشکر خود را دخل نداده کناره رفتند و بکسی مزاحم و غرضدار نشدند با وجود یکه در آقچه دست اندازی نموده بودند اما در هجده نهر و بلخ و مزار شریف دخل نکرده کناره گذشتند تازمانی که وارد تاشقرغان شدند بعد از آن بلشکر خود امر کردند که دولت و خزینه به بنده گان ما موجود نیست که بشما داده شود و ششماه تنخواه شما هم نرسیده و باقی بخزینه دولت نمانده حالا بجانب کابل میرویم و یار ماندگان ماوشما امیدوار سوقاتهای بسیارند اکنون چاره غیر ازین نیست که بهر جای برسیم و تاراج کنیم و دست اندازی بداریم شاید که آسوده حال وارد کابل شویم اضافه بران سلسله دوستی هم از میان برداشته شده ظاهر است که دیگر پیوند نمی شود . و زدیم بر صف رندان هر آنچه بادا بادا بمختصر کلام از حرکت آقچه که مردم لشکری دست بخرابی و تاراج کردند و از اسپ و گوسفند و گاو و اشتر و غیره اسباب که بدست می آمد تاراج میکردند و مضایقه نمی نمود چون وارد تاشقرغان شدند سه روز دو تا شقرغان توقف نموده سو کردن زشت وفعل قبیح که سزاوار شان بزرگی شان نبود بعمل آوردند و جبرو ستم بفقرای بیچاره رساندند و مال فقرا را چون شیر مادر حلال دانستند بهر حال روز چهارم از تاشقرغان کوچیده بهمین منوال مردم را تلف و تاراج کرده بمنزل میزدند تا اینکه وارد ايبك شدند اما مردم

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 303. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/303 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/303
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record