Machine transcription
پادشاهان متأخر
(۳۹)
خیمه و بارگاه و سراپرده ها باوج ماه رسانیده بعد بحضور بندگان سرکار رسیده عرضه
داشت کردند آیا از فوج هرات وفوج قندهار وافواج کابل که مکمل و مسلح شده بدروازه
کابلی خیمه و بارگاه زده عازم کابل بودند . . . . دو فرسخ لشکر گاه شده فوج عظیمی
بشمار می آمدند و سردار محمد یعقوب خان و فرامرزخان که سرشته دار لشکر بودند در اندک
روزی آماده و تکمیل ساخته به حضور فیض ظهور عرضه داشت کردند و سزاوار احسان
و نوازش شده به اسپ و خلعت و شمشیر سرافرازی حاصل کردند و موجب تحسین و آفرین
شدند به هر حال بعد از آن که از همه امورات دولتی فارغ شدند به ساعت نيك بندگان
سر کار از شهر قندهار با شوکت جمشیدی برآمده داخل لشکر گاه شد ـ و يك هفته
در بیرون شهر استقامت فرموده بعد بدولت و اقبال از دروازه کابلی به حدود ده خواجه
مراجعت کرده با دریای لشکر در قلعه اعظم نزول اجلال فرمودند دور ور دیه کر در قلعه اعظم
توقف کرده بعضی شکست وریخت و برخی از لشکری که در شهر گرفتار امورات خود بودند
چون قطره بدریا پیوستند لا آن در همین دو یوم توقف قلعه اعظم جميع افواج ظفر شکوه
از نظر کیمیا اثر گذارش یافته دو ماهه تنخواه بصیغه انعام به جميع لشکریان مرحمت
فردند و از خورد و بزرگ و فقیر و سپاهی را به جمله مرحمت شاهانه و امیدواری بزرگان .
نمودند بعد از آن از قلعه اعظم حرکت کرده عازم مقصود گردیدند .
اما قبل از بن برادر فتح محمد خان با قلیلی لشکر قبل از مراجعت لشکر و بندگان
خدا یگان در کلات به امر سر کار رفته بودند زیرا که جایداذ قدیمی شان بود وقت
از انی که سر کار از قلعه اعظم حرکت فرموده منزل به منزل طی مراحل نمودند وارد
کلات شدند و بار گاه برپا کردند آسوده برتخت سلطنت نشستند سردار فتح محمد خان
که آرزومند چنین روزی بودند و خود را به حضور سر کار فدائی می شناختند بعد از
ورود سر کار والا تبار چقدر اشتر و گاو و گوسفند و پول نقد برای خدا کردند و تا ممکن
بود و توانستند در مهمانداری و عزت داری لشکریان سرموئی تقصیر نکردند و کوشش
نمودند گویا باعث رضامندی سرکار والانبار خورسندی جمیع فرد سپاهی را از جزوی
و کلی دیدند به اعلی عزت فرمودند و نوازش کردند مقصد در مدت سه روز توقف
کلات در جان فشانی حضور فیض ظهور وخورسندی افواج کمی و کوتاهی نکردند روز
دیگر با دید به و اساسه از کلات حرکت فرموده منزل و مراحل طی می نمودند تا اینکه در
حدود مقه نزول اجلال کردند بعد از ان از منزل مقر ببر طايفه فرمان فرستادند و از ورود
اقدس اشرف دریای لشکر اطلاع دادند خصوص بطايفه وردك از قديم نمك پرورده حضور
بندگان اقدس بودند و شب و روز درباره سر کار اشرف دعا می کردند و دولت خدا داد
را از خداوند خواهان وامید وار قدم مبار کشان را طالب بودند لهذا چون از فرستادن
فرمان بندگان خدا یگان فارغ شدند مجلس کنکاش نمودند و بزرگان دربار و مشیران
حضور و درباریان نزديك و دور را بحضور طلب کردند و رفتن جانب قره باغ غزنین را
مساحت خواستند جمع بزرگان و مشیران حضور تصدیق رفتن کرد ـ بعد از ان بارادة خداوند
از منزل مقر حرکت فرمـاشدند سردار محمد سرورخان که با قلیل لشکر در قره باغ عزنین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
