BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 240

Page 240

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 240 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(سواد فرمان بندگان سرکار) ارجمندا سردار محمد سرور خان از تقدیرات ازلی از مقدمه آب کلیه شکست یافته وارد کابل شدند نامبرده را بخدمت شاهرستادم درقندهار حاکم بگذارید وامرونهی قندهار را بوی تسلیم کنید وبقدر کفاف او لازم میدانید لشکر بگذارید وبزودی سرشته قند هار را بسته کرده خود شما بان بلافصل عازم کابل شوید و در آمدن خود تاخیر نکنید وبسرعت عازم حضور فیض ظهور شوید که در تاخیر آفتهامت طالب را زیان دارد . لهذا چون فرمان سر کار والاتبار درقندهار بحضور سردار کلان وسردار سالاررسید واز شکست لشکر خود شنیدند متحیروپریشان شدند بعد از ان بصلاح وصواب دیدسردار کلان در بین بکهنه خودرا از سرشته قندهارفارغ ساخته وخودرا بالشکری کافی آماده سفر دارالسلطنه نمودند بعد از ان سردار محمد سرورخان راحاکم بالاستقلال بافواج نظامی وملکی فرموده وسردار محمدعزیز خان را که برادر سردار محمد سرورخان بود ضیاء سالارلشکر قندهارساخته بخلعت های فاخره سرافرازفرمودند وسردارمحمد شریف خان که درقندهار معطل شده بودند نامبرده را ذلاصا، کرده بهمراهی خود عازم کابل شدند ودو منزل را یکی کرده بسرعت تمام خودرا با لشکریان وارد کابل نموده بحضور سر کار والاتبار رسیده وچون قطره بدریا پیوستند سر کار ذی الاقتدار از دیدار سر دار کلان وفرزند دل بند مسرورگردیده بملاقات سر دار محمدشریف خان خوجند شدند ودرباره سردار مذکور محبت ونوازش فرموده مسند نشین بار گاه وپهلو نشین اقدس والا نمودند خلاصه کلام مدت قلیلی از آمدن سردار کلان و سردار عبدالرحمن خان در کابل گذشته بود که خبر وحشت انگیز واخبار سراسر ستیز از ترکستان رسیده مضمون اخبار آنکه بعدازمقدمه آب کلیه سردار فیض محمدخان بسی متفکر شده ازحضور سر کار بخوف کلی شب را بروزمی آورد عاقبت پسر کار امیرشیرعلیخان عریضه فرستاده وخواهش کرد که بندگان سرکار عازم ترکستان شوند که غلام بجان ودل بخدمت حضورشان جان فدا کنم این بود که محمدعلم خان پیشخدمت ازهرات بامر سر کار عازم ترکستان شد وا، سردار فیض محمدخان عهدنامه گرفت و باقرآن مهر کرده وعريضه اخلاص مندی واپس روانه هرات گردید احتمال دارد که بندگان امیرشیرعلیخان عنقریب عازم ترکستان شوند چنانچه مردم تر کستان کمانه میدانند و درتمامی ترکستان شهرت یافته و بر این مردم جاری است باری سر کار امیر محمد افضل خان که این اخبار را ملاحظه کرد و از نظر گذرانید دا نست که سردار فیض محمدخان از فتنه انگیزی دست برنمی دارد بعد از ان امر به تهیه لشکر کردند ولشکر دارالسلطنه کابل را منظم فرمودند و رفتن ترکستان را بخود مصمم نمودند لاکن سردار سالار عبدالرحمن خان مایل برفتن ترکستان نبودند و از طریقه صلح وصلاح سخن میکردند و در تاخیر می افزودند زیرا که با سردار فیض محمد خان عهدنا مه کرده بودند و بخاطر داشتند که عهد شکنی نشود امابندگان سرکار مقدمه آب کلیه رابیان میکردند ومیفر مودند که عهدشکنی (۲۳۳)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 240. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/240 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/240
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record