Machine transcription
(٢۴٢)
دست از جنگ کشیده باهزار غم و اندوه به جانب کابل فراری شدند بعد از آن لشکر ترکستان که ظاهر وعموما عقب رفته بودند و ندانسته فتح برای شان گویا از غیب حاصل شد مانصر الا من عند الله از عالم غیب تائید ایزدی مددگار گشت با فتح و فیروزی جیب و دامان را از تاراج لشکر گاه کابل پرساخته به خیمه و بارگاه خود رفتند و به قرار نشستند و به عیش و عشرت کوشیدند بعد متوجه قتل گیاه شدند و مقتولین لشکر طرفین را دفن کردند وزخم مجروح ها را به جراحان قابل و دانشمند سپردند تا معالجه بدارند درباب شیخ میر خان جرنیل که باعث شکست لشکر کابل شده بود درین وقت در گوشه نشسته تماشای هر دو لشکر را می کرد متوجه فرار شدن بندگان سردار محمد سرور خان بود که زودتر برطرف شوند تا نيك مرامی مذکور بهتر به لشکر ترکستان ظاهر گردد بهرحال بعد از فتح وفیروزی که وارد لشکر گاه خود شدند بعد از آن به امر سرکرده لشکر ترکستان جرنیل شیخ میر خان که باعث شکست لشکر کابل شده بود نامبرده را به عزت تمام از جنگ جا گرفته داخل لشکر گاه خود کردند و خیمه و سرا پرده برای جرنیل مذکور برپا نمودند و شب و روز در عزت مذکور می افزودند بعد از ان رویداد جنگ و شکست لشکر کابل و تدبیرات جرنیل شیخ میر خان در ذلیل شدن افواج کابل و فتح لشکر ترکستان را با خدماتی که از امیران ترکستانی به ظهور رسیده بود بحضور سردار فیض محمد خان عریضه فرستادند بعد از چندی خلعت های نظامی به جهت افسران لشکر با افزونی تنخواه و نوازشات بسیار فرستادند و در فرمان جميع افسران را با منصب افزون امیدوار نمودند و فرمان دیگر اسمی جرنیل شیخ میرخان که سراسر نوازشات و مهربانی بود با خلعت جرنيلي ويك قبضه شمشیر جوهر نشان ويك راس اسپ کوه پیکر تازی نژاد بازین ویراق طلا فرستاده با موجب تحسین و آفرین طلب حضور فرمودند چنانچه جرنیل مذکور را با اعزاز واکرام تمام خیمه و بارگاه و خدمت گاران رساله و پلئن جانب تخته پل بحضور سردار فیض محمد خان فرستادند ولشكر آب کلیه در حدود آب کلیه آماده و تیار و نگههداری سرحدات خود را می کردند و امیدوار آمدن لشکر کابل بودند اکیدون لشکر ترکستان را به عیش وعشرت بگذرانید و چند کلمه از دارالسلطنه شهر کابل وحضور سرکار امیر محمد افضل خان شنوید :
لهذا چون سردار محمد سرور خان از آب کلیه شکست یافته با لشکر پراگنده وارد دارالسلطنه شهر کابل شدند سرکار امیر محمد افضل خان از مشاهده این احوال متفکر و متحير شده غریق دریای حیرت گشته پيك خیال را بهر طرف جولان داده بعد از فکر و اندیشه بی شمار و تامل بسیار راجع به طلب سردار محمد اعظم خان و سردار سالار لشکر سردار عبدالرحمن خان شدند چنانچه به این عنوان فرمان فرستا دند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
