BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 229

Page 229

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 229 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۲۲۲) میکنم یا خداوند فتح حاصل میکند و باز بسلطنت میرسم و یا جان را بسر این کار می بازم و بخداوند میسپارم مختصر کلام حق بجانب امیر شیر علیخان دل شکسته بود که با ید از داغ خدمتگاران خفه میشد زیرا که هريك از آنها رفیق و همدم ومونس سر کار بودند باری بعد از فرار شدن منزل بمنزل نزول اجلال میفرمودند تا اینکه در منزل خیل آخند رسیدند سر كاروالا چنانچه که خفه بودند همچنان از طول سفر و تردد جنگ دل شکسته بودند که طاقت حرکت باقی نمانده بود از اسپ کوه پیکر فرود آمده ساعتی متفکر بگوشۀ درختی استراحت فرمودند وخواستند که قدری راحت کنند و از رنج راه بر آسایند سردار محمد شریف خان که از مقدمه اواشک رباط باتفاق سردار فتح محمد خان باردوی سر کار امیر شیر علیخان آمده حضور داشتند لاکن بندگان سر کار تاهمان یوم باسردار محمد شریف خان ملاقات نکرده تکلم نفر موده بودند واصلاً بحضور نخواسته کم التفاتی می نمود سردار مذکور که سر کار والا را دلگیر و پریشان د بدند محبت برادری طاقت نیاورده بحضور آمدند و سلام کردند ولحظۀ تحمل نموده در ثانی عرضداشت کردند کـه بنده نوا را خدا بخواهد کارهای خطرناطر بندگان اقدس کدورت ورزد در قندهاراز دولت خدا داد سر کار دوازده لك روپیه پخته کابلی موجود دارم فدای قدم مبارك باشد برسیدین قندهار بحضور انور آورده تسلیم کارگر ار میدارم تافوراً باردیگر آماده کار وزار شده انجام لشکر درست گردد و دوباره قصد انتقام از دشمن دزدی حرکت فرمایند لا كن خداوند غباری از باعث امور دنیوی بخاطر عاطر نرساند لهذا چون عرضداشت سردار محمد شریف خان تمام شد و سر کار اقدس شیندند از غضب استراحت را بزحمت مبدل کر ده از جای جستند ونشستند زیرا که سر کار اشرف پادشاه غیور شجاعت پیشه بودند طاقت این چنین سخنها را نمی آوردند بقهر وغضب فرمودند که شاید بخاطر شما رسیده باشد که از رهگذر دولت وبرباد شدن سلطنت خاطر اشرف بند گان اقد س د لنگیر است و یا بندگان سر کار کم دولت شده باشد غلط قیاس کردید و بیجا ره فکر نمود ید از قتل خدمتگاران خود که همه بمنزله برادر وبازوی سر کاربودند خفه میباشم که هريك از آنها جان فدا بودند. وبحضور سر کار جان نثار کردند و قدری بحضور سر کار گذرانده و بخدمت گزاری وراحتی صرف عمر خود کرده بودند در هر موتی در صداقت شان خلل پذیر نشده بود ایكاش بمثل شما برادر دشمن هزار کشته میشديد ويك از آنها تلف نمی شدند شما اسم برادری دارید وخود را برادر مینامید لاکن برادری شما ظاهر است که دو بازوی مرا قطع کردید دولت سر کار را بر باد دادید و بدشمن سر کار پیوند دادید تازمانیکه حاصل خود را ندیدید ناچار بحضور سر کار آمدید هنوز هم زبان گویا و چشم بینا دارید چر اشرم ندارید و خجالت نمیکشید که بحضور آمده سخن میكنيد واظهار فروتنی میدارید حال هم اقبال شما بلندی کرد که با ارجمندی سردار فتح محمد خان ملاقات کردید و او معتمدی را واسطه نمود كردا بيديه والاقسم بذات خداوند است که هر گاه بدینگر واسطه می آمد ید بمجردیکه چشم سر کار می افتاد وشما را میدید بغیر از قتل دیگر چیزی از حضور نمیدیدید باری بعد از فرمان سر کار که بغیض با سر دار محمد شریف خان خطاب کرد ثانی صفدر علیمر دن که

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 229. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/229 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/229
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record