Machine transcription
(10)
خود را در پشاور رسانیدند و از صدمه غازیان وزحمت برف وخنك وپریشانی گرسنگی
وپراگندگی منزلها بهزار رنج وتعب طی مراحل ومنازل کرده بورود پشاور در جهنم
واصل شدند دو نفر باقی ماند که حاکم پشاور از آنها درمجلس سوال کرد که لشکر های
دولت برطانیه بچه منوال شدند و چگونه رویداد برای شان پیش آمد آنها در جواب گفتند
که جمله شان بغضب خدا وند گرفتار گردیده بسه بلای بزرگ رسیده بودند از یکطرف
گرسنگی ودیگر جانب خنك قتال وسوم ضرب دست غازیان تا اینکه جمله بقتل رسیده
تمام شدند وبدون ازما دو نفر کسی باقی نماند چنانچه بزبان هندی گفتند کـه صاف
سطی مرگيا يعنى همه بقتل رسیده صاف شدند گفته امان وجان دادند و بر فیقان خود
در جهنم ملحق شدند امان گویا از بسیاری زحمت وخوف جان وضرب دست غازیان بعد از
اظهار کردن بحضور حاکم زهره كف شدند ونفوسی باقی نماند الاعيال واطفال شـان
که آنهم اسیر و دستگیر دست غازیان شده بودند چون واقعه فرنگی تمام شد واز وجود
شوم شان کابل وافغانستان پاك گردید و آسودگی برای اسلام وغازیان غضنفر دست داد
باتفاق بزرگان ولایت وزیر محمد اکبرخان بجای پدر به تخت سلطنت بطر يقه نیابت
در دارالسلطنه شهر کابل برقرار گردیده بفرمان فرمائی وحکمرانی نشست و چند روزی
گزاش یافت و بزرگان ولایت هر کس بمنصب وجایداد خود رسیده آسوده خاطر شدند
وکمتر سرشته ولایت هم بسته شد زیرا که خرابی بسیاری بمردم افغانستان از دست برد
انگلیس رسیده بود و چنانچه زحمت وزجر دیده بودند که قلم دوزبان از تحریر و تقریر
آن عاجز وقاصر است هرگاه تحریر کننده گزارشات از این گونه رویداد را خواهم
که درقید قلم در آورم ظاهر است که دفترها گنجایش آنرا نمیدارد بهتر آنکه مختصر
تحریر دارم تا خواننده ونویسنده را ملال خاطر نشود بهر حال بعد از آن به صلاح و صواب
دید بزرگان ولایت جمیع عیال واطفال انگلیس را جمع آوری کرده بیکجاه مقرر کردند
و آدم های باانصاف واشخاص خداجوی ومردمان رحمدل مامور نمودند که متوجه احوال
شان گردیده از خوراک وپوشاك و دیگر اشیاء خورا که ومیر خورا که لازم باشه برای
شان موجود ومهیا سازند وشرایط مهمان نوازی وطریقه مسافر پروری بجاه آرند. خصوص
اطفال خورد سال دارند و آنها كودك وطفل ميباشند و مايل بخوراك انداز هراشيا وخصوص
فواکه باید موجود داشته باشید و هر وقت مايل شوند بلامضایقه بدهید و بزر گان شان را
نیز هر روز یکمراتبه ازفوا که بدهید و متوجه احوال شان شوید که آزاری بخورد و بزرگی
شان نرسد وغور مند باشند خصوص دست نامحرم بد امن عفت شان نرسیده احدی بچشم
بدی بطرف شان نظر نه افگند ودامن عصمت شان ازلوث عصیان محافظت شود هر گاه
غباری بخاطر شان برسد و ملالی برای شان پیدا شود البته از شمایان که مامور محافظت
شان میباشید باز خواست کلی خواهد شد هر چند که غیر دین وغیر ملت باشند مهمان
ومسافر واسيرنام دارند وخلق خدا میباشند از روی انصاف و مروت لازم که احدی مزاحم
نشده سزاوار احسان دانند و درباره شان نوازش را جایز شمرده تادیده شود که از پردهٔ
غیب چه بظهور می رسد خلاصه کلام چون واقعه افواج فرنگی وقتل شن در کابل خبر
دولت برطانیه رسید و در هندوستان شهرت یافت خصوص که عیال و اطفال لشکر و افسر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
