BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 21

Page 21

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 21 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(١٤) کابل بدیقچاء پیوست وقتل شاه مشهور آفاق شد و در ولایت شورش افتاد بزرگان کابل خصوصا اشخا صی که فرمان وزیر محمد اکبر خان برای شان رسیده بود با اتفاق عریضه بحضور وزیر محمد اکبر خان فرستاده از قتل شاه و بلوای مردم اطلاع دادند و عرض کردند و خواهش نمودند که بزودی خود را برسانند وزیر محمد اکبر خان در آنوقت از بامیان حرکت کرده در حدود هزاره جات رسیده بودند که عریضه مردم کابل رسید و فرحت وخوشی برای وزیر مذکور دستداد بعد ازان وزیر محمد اکبرخان راه هزاره جات را موقوف کرده بجانب کوهستان راه سپار شدند و خود را بلا تأمل در چهاریکار که شش فرسخ تا کابل باقی مانده بود رسانیدند و از ورود خود بمردم کابل فرمان فرستادند و بجمع آوری مردم کوهستان سرعت نمودند وسه روز در چهاریکار استقامت ورزیدند در مدت سه روز از مردم غازی کوهستان لشکر عظیمی حاضر شده از حضور وزیر محمد اکبرخان گذشتند روز چهارم با اتفاق غازیان کوهستان عازم کابل شدند چون به نزديك شهر کابل رسید ند خوفاً در کابل افتاد خلق بسیاری از اطراف کابل جمع آمدند صاحبان انگلیس بالـشـکر مذکور که در باغ شاه وسیاه سنگ در تنگنای حیرت فرومانده روز را بهزار جبر بشب میرساندند وشب را بهزار زحمت بروز می آوردند وراه نجات را بخود مسدود می دیدند بخصوص از گرسنه گی که بهلاکت مقرون شده بودند وشب و روز چاره می جستند آخر الامر مصلحت چنان دیدند و عریضه عذر آمیز بحضور فیض ظهور وزیر محمد اکبرخان فرستاده رسیدن شان را بخود مبارك دانستند و در عریضه التماس یکساعت ملاقات نموده بودند که درلب دریا نزديك قلعه محمود خان که پیوسته باشکر گاه فرنگی بوده است ملاقات نمایند پس از ان کابل را بوزیر محمد اکبرخان واگذار شوند و بجانب هندوستان راه سپار شوند اما وزیر محمد اکبرخان را خیال دیگر بود وقصد انتقام داشت و بزرگان کابل را ازین اراده و خیال اطلاع داده بودند مختصر سخن وزیر محمد اکبر خان بالشکر کوهستان بل غازیان جان نثار که فوج عظیمی بود متوجه کمر بقرای محمدی (ص) بسته داشتند وارد کابل شدند و بنابزرگان کابل که آنهاهم بالشکر فراوان چون دریای امواج آماده و تیار بودند ملحق شدند و مصلحت را یکجا قرار داده روز دیگر درلب دریا وزیر محمد اکبر خان باسه خدمتگار جرار رمزدان ولات پر رگ بادو افسر دیگر وسه خدمتگار باهم ملانی شدند و ملاقات کردند و باهم دست دادند و بصحبت نشستند هنوز دو کلمه سخن نکرده بودند که وزیر محمد اکبرخان بلات کلان حمله ور شده با خنجر خون ریز خون از بدن آن کافربد کیش برآورده زمین را گلگون ساخت و بدن نجس او را پاره پاره کرد و خدمتگاران وزیر با دیگران در آویخته بـخـاك هلاك انداختند وبجهنم واصل گردانیدند بعد از آن مردمان کابل و غازیان اطرافی که جمع آمده بودند و امیدوار چنین روزی بودند و فرصت می جستند یکباره قوی دل شده رجوع بالشکر گاه انگلیس نمودند و دست بقتل و قتال گذاشتند و در مدت یکهفته يك لك و بيست هزار از لشکر فرنگی از افسر و سپاهی به قتل رسا نیدند و قلیلی باقی ماند آنهم زنده بدتر از مرده چنانچه مشهور است که از جمیع لشکر فرنگی یازده نفر نجات یافته

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 21. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/21 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/21
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record