BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 218

Page 218

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 218 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۲۱۱) احوال پرسی و نوازش فرموده گذشتند تا اینکه نوبت بفقراء رسید ابتداء از علماء و سادات و قاضی و قضات و تجار و غیر تجار و دیگر اصناف جداگانه با هر طایفه از طریقه یسوی نوازش فرموده صحبت های مشفقانه کردند و در مقابل مهر و مرحمت پادشاه فقراء کابل دعا گوئی نمودند و مبارکباد گفتند و خاتمه دادند و گذشتند تخمیناً از افواج نظامی تا فقراء سه ساعت نجومی طول کشید تا پادشاه اسلام از سپاه و فقراء فارغ شدند بعد داخل شهر کابل گردیدند هم چنان صحبت و گفتار که با مردم سپاه و فقراء در بیرون نموده بودند در شهر نیز با جمع فقراء که در کوچه و بازارها از مرد و زن استاده منتظر دیدار پادشاه بودند با نهایت نوازش و مهربانی فرمودند و محبت پیرانه کردندو بقرار رفتار امیر کبیر با مرد و عیال و اطفال صحبت نمودند تا وارد بالا حصار شدند با فقرای بالا حصار نیز بهمین طرز رفتار و روش فرمودند بعد بطالع مسعود و اقبال فرخنده در عمارت باغ که پایتخت امیر کبیر بود فرود آمده شکر گذار درگاه الهی شدند و بسم الله الرحمن الرحیم بزبان مبارک جاری کرده بر تخت سلطنت موروثی برآمده نشستند و یکصد و یکتوپ از بالا حصار بامر بنده گان سردار شاد یانه زدند و مدتی نشسته با مردمان صحبت کردند بعد از آن بجهت مسافرت و خله گی دو روز مردمانرا از سلام و حضور مانع شدند تا قدری آسوده گی دست دهد روز سوم از حضور فرمان شد بعد از آن مردمان اخره و اشراف دارالسلطنه کابل فوج فوج اصناف اصناف درجه درجه ابتداء از علماء و فضلاء بعد سادات و تجار واهل کسبه بحضور آمده سلام کردند و تواضع نمودند و تحفه و ارمغان های خود را از حضور گذراندند و مبارک گفتند و از جامه خانه احسان بنده گان سر کار بخلعت های فاخره سرفراز شدند و مرخص گردیدند بعد از آن نظامی بقاعده و قانون نظام فوج فوج وارد حضور شده بنوازشات شهر یاری سر فرازی حاصل کردند مختصر کلام مدت یکهفته بهمین منوال گذارش یافت چون وقت در آمد مردم تمام شد روز جمعه امر شد که در مسجد جامع جمع شوند چنانچه بعد از نماز جمعه خطیب بالای منبر بر آمده خطبه غرایی بزبان عربی بنام نامی بندگان سر کار قوی الاقتدار امیر ابن الامیر امیر محمد افضل خان خواندند و سکه دولت خداداد افغانستان را باسم آنسرور دارا دربان زدند و مبارک باد کردند بعد از آن امر فرمودند که هفت شبانه روز از پیر و جوان و شاه و گدا و خورد و کلان رجوع بشادی دارند و بازار ها را آئینه بندان و شبها تا صیح چراغان کنند و کوچه ها را نیز چراغان و زینت بدهند و جمیع ساز و سرود و سازنده های که از هر طائفه در کابل جمع بودند حد بحد در کوچه و بازار و افواج تقسیم دارند و شب با آتش بازی تا صبح گذرانند و روزه بعیش و عشرت و خورسندی بشب رسانند چنانچه شب ها سردار کلان سردار محمد اعظم خان و سردار عالی سردار عبدالرحمن خان و بعضی بزرگان به تماشای شهر و بازار و چراغان پیاده و سوار خرامان خرامان سیر کرده می گفتند و بمهربانی مهر و محبت و نوازش فرموده خورسندی می نمودند بهمین طریقه هفت شبانه روز بعیش و خرمی گذراندند مدعاء عیش و ادخلا کن بهمین هفت شبانه روز بزرگان ولایت و افسران سپاه از خوان بی کران پادشاه عدالت گستر شب و روز طعام تناول

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 218. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/218 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/218
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record