Machine transcription
(۲۰۳)
زدند و ق پیلان بسیار بد تیر
برآمد خروشید ن دارو گیر
برفتند پیلان و شیره دران
هم از قلب لشکر سپاهی گران
مختصر کلام سخن بطول انجام یافت لاکن خداوند عالم بحرمت سید کو نین سردار
محمدرفیق خان را بغضب خود گرفتار سازد وبلای عظیم را گذارد که در رفته انگيزی
بکار برده ودر زمين تنگ وجای ضيق مقدمه برپا کرده که گويا قتل عالم شد و زمين
نبردگاه باخون جوانان آمیخته بلکه جویهای خون از بس دلاوران چون جيحون جاری
ومیدان جنگ مملو از کشته وزخمی که اصلا راه رفت و آمد باقی نمانده بود خلاصه سخن
مقدمه بطول انجام یافت وهراحظه سر کار امیر شير عليجان که اسمش شير بودودر شير دلی
وشجاعت درمیدان جنگ شير را درمقابل خود چون روبا میداست ویا میدانست از بالای
کرسی حرکت میکرد ومیخواست که با وجود مسعود خود بسنگر کابل حمله ور شود
وبزرگان حضور که باطراف سر کار حاضر خدمت بود ند وهمه جان نثار بندگان
شهریاری را بااختيار خود نمی گذاشتند واز صبر وشكيبا ی سخن ميزدند تا زمانی که
نصف النهار شد ه لا کن همچنان جنگ پیوسته بود که آواز توپ و تفنگ گوش فلک را کر
می ساخت وخنجر تیز و شمشیر خون ریز بدن جوانان ودلاوران را مجروح ساخته در زمين
نبرد جوی خون جاری میکرد عاقبت باشکر قندهار سستی پیداشد وطاقت جنگ باقی
نماند ازين رهگذر آتش غضب سرکار امیر شیر عليجان شعله زدن گرفت ولرزه در بدن
از صبر و تحمل از جای بر خواستند و کمر بجنگ بستند لاکن افغرا نی که درمیدان نبرد
متحیر و پراگنده بهرسو نگران بودند ازمشاهده حرکت سرکارغیرت دامنگیرشان گردیده
لشکر شکست خورده خودرا باردیگر بجنگ تحريص وترغيب نموده بسنک در دشمن حمله ور
شدند وتاجان در تن ورمق در بدن داشتند بمردی جنگ پیوستند و خود را در ون سنگر
انداختند ودرون سنگر را مملو از کشته وزخمی نمودند چنانچه لشکر کا بل را متاسفه
ازسنگر بدر کردند وفراری ساختند اما تقدیر الهی را خواهند که بکوشش چاره کنند
امریست محال وخياليست باطل وفرموده استاد است .
رباعی
باقضا کار و زار نتوان کرد
گله از روز گار نتوان کر د
کردگار هر چه میکندنيكو است
حکم بر کر دگار نتوان کرد
باری احوال درون سنگر دشمن بلشکر قندهار دست داد که شرح آن سزاور تحریر
نیست چنانچه مات ومبهوت ماندندنه دست ستیز ونه یاری کننده ونه پای گریز برای شان
باقیماند سر کار قوی الاقتدار از مشاهده این حال ازسخنهای نصیحت آميز مستوفی بخاطر
آورده این بیت را بزبان جاری فر مودند .
فرد
هر که در کارها شتاب کند
خانۀ عقل خود خراب کند
ودراین خصوص شاعری میگوید .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
