Machine transcription
(۲۰۲)
جنگ دادند و امر به مقدمه نمودند بهمین منوال لشکر کابل نیز آماده جنگ بودند
وجنگ در انداختند که ناگاه رعد آسای توپهای آتشفشان زمین رزم را بزلزله آوردند
و از دود تلخ زمین معرکه را تیره گون ساختند زمانی نگذشته بود که آواز جگر سوز غم
اندوز دمبگر برآمد اعنی تفنگ های از دردهان مارتین زلزله در گنبد افلاک انداخت
و جگرهای سوخته دلان را ب داغ جدائی مجروح کرد و ب داغ یتیمی گرفتار ساخت وفلك
کج رفتار را از خود خرسند نمود گویا قیامت صغرا برپا گشت خصوص از صدای نقاره خانه ها
که گوش فلك را کر ساخت و با آواز بلند با دلاوران طرفین و جوانان جا نبین کمر بکین
بستند و در قتل و قتال خونریزی تقصیری نکردند و ب قتل همدیگر دست از آستین برآوردند
و از جان شیرین دست شستند لاكن لشكر كابل از اطراف سنگر جدامی شدند و حمله های
مردانه میکردند و درون سنگر میرفتند زیرا که كليه تدبيرشان همين بود و از حضور
افسران صاحب تدبیر چنین امر شده بود اما لشکر سرکار اشرف چون موج خون خواه
فوج فوج درمیدان رزم به لشکر کابل حمله می آوردند بضرب شمشیر وخنجر جگر شکاف
داد مردانگی میدادند و در کشتن و بستن کوتاهی نمی کردند لاكن بعد از گیرودار بسیار
توپهای آتشفشان سنگر لشکر قندهار را پس می نمودند واطراف سنگر را از دشمن
دلاور خالی میکردند باردیگر لشکر نبر دپیشه قندهار حمله ب سنگر میبردند و ب غیرت می کوشیدند
و خودرا به سنگر میزدند و ب ضرب خنجر جگر شکاف جگر دشمن را شکاف میکردند و درمردی
داد مردانگی میدادند لاكن چون عنان اختيار در قبضه اقتدار پروردگار
است سنگر دشمن را تصرف کرده نتوانستند به همین منوال چندین دفعه لشکر دلاور قندهار
دست به شمشیر برش برده درون سنگر حمله می کردند و مد نی داد مردانگی میدادند
از کشته پشته ها می ساختند عاقبت شکست یافته بر می گشتند و فتح حاصل نمیشد اکنون چند
افرادی از دفتر شاه نامه به خاطر آمد که سزاوار همین جنگ است .
شعر
چو برزد شرار برخ خر چنگ عوز جهان شد پر از جنگ و آهنگ وشور
سپاه دو کشور کشیدند صف همه جنگ برلب آورده کف
بیامد خرامان بقلب سپاه بسر بر نهاد آن خجسته کلاه
چوهردو سپاه اندر آمد ز جای تو گفتی که دارد در و دست و پای
سیه شد ز گرد سپه آفتاب زپیکان الماس وپرعقاب
زبس ناله بوق و بانگ سیاه زگرز پلان اندران رزم گاه
خراب گشت آهن و کوه و سنگ بدریا نهنگ و بهامون پلنگ
زمین پر ز جوش و هوا پر خروش هزبر ژیان را بدرید گوش
همه ریگ خون و سر و دست و پای زمین را همی دل برآمد زجای
همه بوم وبر زیر نعل اندرون چو کرباس آهار داده بخون
حصاری بد از پیش قلب سپاه برآورده از پیل و بربست راه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
