Machine transcription
(۱۷۲)
از درگاه خداوند داریم که عنقریب لشکر پراگندهٔ ترکستان را که بيك نان محتاج اند
واز هجوم لشکر صاعقه و خنك و سرما درون خیمه و خرگاه حصاری یاغیان شهزاده بلند اقبال بيك
حمله مردانه فرار دشت ادبار گردانیم لہذا چون سردار محمد رفیق خان و جرنیل
شیخ میر خان عریضه خودرا بحضور سردار عالی قدر فتادند و منظور حضور
شد بندگان سردار محمد ابراهیم خان که کان عقل و معدن شجاعت
بودند از جان و دل خورسند شده دربارهٔ دوسرکردهٔ مکار و دوتنك حرام بدرفتار تحسین
و آفرین گفتند زیرا که خدمتکار قدیمی ونمك حلال صمیمی میدانستند و در دربار عام به آواز
بلند از راستی و جان فشانی شان اظهار کردند باری بعد از کمال خورسندی فورا بمنزل
سردار محمد شریف خان کا کا رفته کمال عزت بجای آوردند و اجازه دادند که باید زودتر
تدارك کرده خودرا در چهاریکار بلشکر خون خوار برسانید و سرپرستی و نظام داری
لشکر ظفر اثر را بخوبی و درستی بدارید زیرا که دولت خداداد ازان شما است و کدورت
بندگان اقدس را بعین محبت بدانید سردار محمد شریف خان که مایه فساد و سر خه دار
فتنه انگیزی و تدبیر غمازی او د و این تدبیر هم بفرموده خود سردار مذکور سرشته شده بود
سکوت ورزید باری بعد از بیان سردار محمد ابراهیم که بحضور کا کا صاحب خود عرضه نمود
سردار محمد شریف خان در ابتداء خودرا بعذر تجاهل زده عذر نارفتن کرد و در ثانی
سردار صاحب عقل و شجاع را از خود خورسند کرده تدارک رفتن نمود واز ذوق رفتن بمل
این بیت را ادا میکرد:
فرد
برین مژده گر جان فشانم رواست
که این مژده آسایش جان ما ست
بعد ازان سردار محمد ابراهیم خان از خدمت کاکا برگشت ايشك اقاسی شیردل خان
که کهن سال و فدا شده دولت خداداد بود وازین گونه نشیب و فراز بسیار دیده بود بحضور
سردار محمد ابراهیم خان آمده عرضه کرد که رفتن سردار محمد شریف خان و یا دونفر
فتنه انگیز متفق شدن اصلا مصلحت نیست زیرا که این تدبیر از خود سردار محمد شریف خان
است و یومیه فی مابین ارسال و مرسول دارند و هر سه نفر که معدن فساداند بخرابی دولت
خداداد کمربسته اند بمجرد یکه سردار محمد شریف خان در چهاریکار برسد و با دونفر شیطان
سابق همراه شود البته با سردار عبدالرحمن خان قسم کرده فورا اثر تفنك ذى لمورينت
که قحط سالی نان وغله و قحط سالی چوب و هیزم و هجوم صاعقه و برف و خنك است بر آورده
بتدبیر نیکو داخل کوهستان میدارند که گویا بدون چون و چرا و خوف و بیم و جنگ و جدل
کابل را بوی تفویض میسازند و دولت خداداد را برباد میدهند از برای خدا تا چند سخن ناصح را
نمی شنوید و کار سلطنت را سهل میگیرید و دشمن خانگی را صاحب اختیار میسازید و در مقابل
دشمن میفرستید و تیشه بپای خویش میزنید احتیاط کنید و سردار محمد شریف خان
را در کابل نگاه دارید با وجود کابل بودن باز هم احتیاط او را کرده باشید
که دشمن قوی هیکل است و با دو شیطان دیگر هم عهد و هم پیمان است و این تدبیر
کابلی بود که بکار بردند واز روی تزویر بحضور شما عریضه کردند والا هیچ کس بالادست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
