Machine transcription
(۱۷۱)
اشتهار یافت اضافه بر آن خطوط سردار مذکور باسم هر کس از بزرگان کوهستان
رسید سردار محمد رفیق خان متحیر ماند واز حضور سردار عبدالرحمن خان ترسان ولرزان
بود بفکر دور و دراز افتاد قضا را در همین فرصت لشکرهای کابل بسر کردگی جرنیل
شیخ میر خان وارد چهاریکار شد لاكن سردار محمد شریف خان که سر کرده
فساد پیشگان بود و بزرگ فتنه انگیزان بجهت سردار محمد رفیق خان خط وآدم
فرستاد و بیان کرد که در این موقع که وقت کار است تدبیر را از دست دادید
فرصتی است که باید و شاید سلطنت افغانستان بدست آید و دولت خداداد را تصرف داریم
و همان عهد و پیمان ما وشما بجای آورده شود زیرا که هر دو جانب که خود را پادشاه میدانند
ودعوای سلطنت دارند ذلیل وخوار است و با ندک فرصت بر باد داده میشوند اکنون شیخ
میرخان جرنیل را تلقین نموده ایم عذر شما را میکند بعد از ان اتفاق کنید وتدبیر را از
دست ندهید شاید زودتر انجام یابد و در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست ، این بود
که سردار محمد رفیق خان بامر سردار محمد شریف خان وارد چهار یکار شد ند جرنیل
شیخ میرخان که سه یوم پیشتر در چهاریکار توقف داشتند از ورود سردار محمد ر فیق خان
شنیده در منزل شان رفته عذر گفتند و قسم کردند واتفاق نمودند بعد ازان بخدمت سردار
محمد ابراهیم خان عریضه عذر آمیز فرستادند واز حضور سردار مذکور بممانعت دید سردار
محمد شریف خان که كاه كاه صاحب و خیرخواه دولت بود خلعت های فاخره بجهت سردار
محمد رفیق خان فرستاده فرمان کرده که شما و جرنیل شیخ میرخان باتفاق همدیگر بخرابی
دولت دشمن کوشید که خوب چنک افتاد و رها نشود زودتر از میان بردارید مختصر کلام
هر دو سر کرده فتنه انگیز رجوع به تدبیر خرابی دولت دارالسلطنه کابل نموده چنان قرار
دادند و مصلحت دیدند که باید و شاید سردار محمد شریف خان در چهاریکار برسد با هم
متفق شویم و بصوابدید همدیگر سرشته کنیم چنانچه ب همین تدبیر بجهت سردار محمد ابراهیم خان
عریضه نمودند که صاحبا غلام نواز او هر چند که در کابل بحضور شهزاده بلند اقبال بعرض
رسانده نتوانستیم و موقع عرضداشت نیافتیم اما بحضور بندگان عالی ظاهر است که طبیعت
بندگان اقدس در باره غلامان مکدر است و این غلامان صمیمی که نمک خوارگی قدیمی داریم
و از زمان کودکی تا حال دست پرورده حضور سردار ذوى الاقتداریم وقصد آن داریم که
خون خود را برکاب پادشاه قوی شوکت بریزیم و جان خود را فدا سازیم لاکن وقت باريك
وتقاضای زمان بوقلمون وفتنه انگیز بغماز بسیار است امید غلامان ایند که سردار محمد شریف خان
که بزرگ و عموی شهزاده والاجاه میباشد هر چند از نظر سرکار اقدس افتاده باشد باز هم
برادر و بازوی سر کار است دولت خواه دولت خداداده است این غلامان فدوی خواهش
میداریم که از حضور مامور این خدمت شود و سرپرست غلامان و باز خواست کننده لشکر
ظفر اثر گردد البته نیکو خواهد بود وهم از باعث لشکر ظفر اثر خوشتر است وقوی دل میگردند
و هم خدمتی که از غلامان صادر شود و بظهور برسد موجب قبول حضور شهزاده بلند اقبال
خواهد شد اطاقه بران در مقابل لشکر دشمن باید هم چنین شخص بزرگی مقابل با شد
خصوص درامورات دنیوی و تدبیرات لشکری کمال دانائی دارند امید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
