Machine transcription
(١٧٠)
زیرا که این فتنه انگیزان از حضور سر گاو ترسان ولرزان بودند و حضور سردار محمد ابراهیم خان را دولت عظمی میدانستند و نفس را غنیمت میشمردند بهر حال کنایه مقصد و مدعا اینجاست که سردار محمد ابراهیم خان از عقل بری و از شجاعت بی نصیب و از طالع قطعاً بی طالع بود، بنابراین در بین دوست و دشمن فرق کرده نمیتوانستند چنانچه دو شخص شیطان قوی هیکل که یکی سردار محمد رفیق خان و یکی جرنیل شیخ میر خان در حضور داشتند و دشمنی کردن شان ظاهر و هویدا بود و خلق افغانستان میدانند که اول محبوسی سردار کلان سردار محمد افضل خان که بزرگ پسران امیر کبیر بود و اصلاً خیال خرابی سر کار امیر شیر علیخان را بخاطر نداشت و سر کار مذکور را جای نشین پدر میدانستند به تدبیر خرابی سردار مذکور سردار محمد رفیق خان کوشید تا محبوس گردانید و سر کار امیر شیر علیخان را بدنام کرد دوم قتل سردار محمد امین خان و سردار محمد علیخان که هر دو بازوی سر کار بودند به فتنه انگیزی هر دو شیطان که شیخ میرخان جرنیل و محمد رفیق خان باشد به قتل رسیدند اکنون نوبت کابل کجای تخت است رسیده باری سردار محمد ابراهیم خان از گفته اوشان که دو وزیر بزرگ است نمیتگذشتند خصوص که سردار محمد شریف خان با آن دو نفر پیوسته شد و سردار محمد اسمعیل خان ضمیمه آنها گویا چهار رکن دولت بودند بهر حال سردار محمد ابراهیم خان که این اشخاص را دولت شريك و خدمتگار صادق میدانستند با بعضی افسران دیگر بحضور طلب نموده مشورت کردند آنها که قبل ازین هر چهار نفر بخرابی دولت ساعی بودند و فرصت می جستند در اینوقت سردار محمد ابراهیم خان را بفریب بازداشته امروز و فردا گفته روزشماری میکردند ايشك آقاسی شیردل خان که مرد کهن سال و خدمتگار قدیمی بودند عرض میکردند و تدبیر نیکوشان میدادند او را فتنه انگیزان افغان کوهی می نامیدند و سخن ایشک آقاسی مذکور را وقعی نمی نهادند تا اینکه لشکر ترکستان از کوتل هندوکش گذشته وارد قوربند شد و خبر بدار السلطنه کابل رسید بعد از آن سردار شجاع سردار محمد ابراهیم خان چهار رکن دولت خود را بحضور طلب کرده مشورت خواستند آنها که انتظار همین فرصت بودند مشورت دادند که لشکری در حرو جنگ سردار عبدالرحمن خان باید فرستاده شود و دیگر لشکر بحضور بندگان عالی آماده و تیار باشد هر گاه بغنیمت بیکار شود از حضرو باید فرستاده شود لاکن در مجلس کشمکش في مابین سردار محمد رفیق خان وجرنیل شیخ میرخان قدری گفتگو پیدا شد و برضد همدیگر سخن کردند سردار هوشیار سردار محمد ابراهیم خان طرفداری بجانب جرنیل شیخ میر خان نمود ازین رهگذر سردار محمد رفیق خان کدورت گرفت و بيباك بيان کرده که هر گاه شیخ میرخان جرنیل اعتبار بلشکر دارد که جرنیل است اگر خواسته باشم فوراً ارچیب خود پادشاه چندی بر آورده میتوانم این را گفت و از جای خود برخواست و عازم خانه شد فردا ظاهر شد که سردار محمد رفیق خان شباشب از منزل فراری شده و جانب کوهستان که دوستان بسیاری داشت سفر کرده چنانچه چندی در کوهستانات گردش میکرد و مردم را به فتنه انگیزی و باغی گری تلقین مینمود تا اینکه آوازه آمدن سردار عبدالرحمن خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
