BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 145

Page 145

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 145 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۱۳۸) ومتفکر نشستند و دیگر مایل بخواب نشدند خدمتگارا نیکه چون پروانه بدور انسرور فرزانه جمع بودند از پریشانی بادار خود متحیر ماندند هرچند عرضداشت کردند وسبب پرسیدن سردار باغیرت ازروی دلاوری ومردانگی اظهار نفرمودند و بصحبت گذراندند اما احوال شان متغیرودگر گون بود تا اینکه صبح شد و شفق بخون ریزی لشکر طرفین دمید وسردار عالی بافتح وفیروزی از بالای تپه فرود آمده داخل لشکر گاه شدند. اکنون چند کلمه از حضور سرکار امیرشیر علیخان شنوید : لهذا چون شب مقدمه تپه و آمدن سردار محمد شریف خان با توپ وسوار و پیاده واطراف تپه را احاطه کردن منظور حضور شد ازین رهگذر که واقعه جان سوز بود آتش غیرت سرکار شعله زدن گرفت ودریای غضب بجوش آمد بزبان گهربار فرمودند که سردار محمد شریف خان فتنه انگیز فتنه را برپا کرد و آتشی افروخت که عالمی را به شعله آن سوخت ومردم را به قتل در داد و بازوها را قطع کرد و ذره از صله رحم باقی نماند شبی نمی گذرد که فتنه ای بروز میکند و روزی بشب نمیرسد که يك اسباب فتنه ای برپا میکند اما شکر میکنم وخرسندم که از نیت فاسد همه وقت به غضب خداوند گرفتار شده سزایش می یابد وشکست فاحش میخورد وسرکار اقدس تاحال بصبر وتحمل گذارندم نیت خونریزی ندارم وقصدم آنکه خونریزی نشود شاید سردار محمد امین خان راجع به عقل خداداد شود وبخرابی دولت خداداد کمر نه بندد چنانچه بندگان اشرف دایم بسردار محمدعلیخان که ولی عهد دولت خداداد است خطاب میکردم که فرزندمن راجع بصلح است چنین نخواهد بود مقصد خود سرکار راجع بصلح کردن بود که سخن صلح را بزبان ولیعهد فرزند خود جاری میکردم . والا دشمن پدر البته دشمن فرزند است اکنون دانسته شد که این شیطان فتنه انگیز نمی گذارد پس لازم شد بسرکار والاتبار که بتوکل پروردگار اراده مقدمه کرده خودرا ولشکر خودرا بخداوند عالم اعراف ضمیر سرکار است سپارم ولشکر رزم دیده را بمیدان جنگ که میدانی است خون آشام بفرستم بعد ازان حواله بتقدیر نمایم تا خداوند چه خواسته باشد بظهور انجامد بغیر ازین چاره نیست فرد هر آتش که دست قضا بر فروخت همه فکر وتدبیر ما را بسوخت بهر حال هنوز سخن لشکر کشی بزبان مبارك جاری نشده بود که از اردوی ظفر شکوه خبر رسید که سردار محمد اسمعیل خان با قلیان خدمتگار خود که سابقه داشت از اردو فرار وبجانب لشکر کماه قدم رهسپار شد از شنیدن این اخبار زیاده بر زیاده بنده گان اقدس غضناك گردیده با وجود آن تبسم کرده فرمودند که رفتن سردار محمد اسمعیل خان نتیجه دیگر از نفاق دست داد که باید و شاید جنگ بزرگ پیش آید وقتل بزرگ برپاشود بصر تا یار کرا خواهد وموش بکه باشد ، بعد از ان عزم را در جنگ جزم کردند وفرمودند که باید بزبان شمشیر سخن کرده شود چون کار بجنگ پیوسته

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 145. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/145 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/145
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record