Machine transcription
(۱۳۹)
شبا افسران نظامی و ملکی امر کردند که با ارادۀ خداوندی فردا صبح بعد از
فراغ نماز بامداد جمیع لشکر کوه پیکر خون آشام را مکمل و مسلح فوج فوج چون
دریای مواج صف بصف چون اژدهای دمان اماده و تیار انتظار امر سر کار باشند مختصر
کلام صبح صادق دمید وفلك كينه چو كمر بکینۀ پریشه بر بست و صدا را بقتل لشکریان
بلند آوازه گردانید و افسران بزرگ و سر کردگان صاحب تدبیر بنابر امر
بندهگان اقدس بقانون نظام جمیع لشکر خونخوار و افواج بیشمار را بشمار آورده مکمل
و مسلح ساخته صف بصف ایستاده منتظر فرمان و انتظار سردار عالی مقدار سردار
سالار کل اختیار بودند سردار دلاور با وجودی لکی شب که در بالای تپه بجنگ
بودند و تا صبح داد مردانگی داده بفتح و فیروزی فرود آمده فوراً کمر بجنگ بستند.
و نصر من الله و فتح قریب خواندند و خود را از خود و مغفر و زره چون کوه آهنین ساخته
مکمل و مسلح بلشکر گاه افواج ظفر شکوه آمدند وفوج فوج بنظر ترحم و مرحمت
دیدند و با يك يك از در لطف و نوازش در آمدند و پدرانه شفقت ورزیدند و انتظار
ورود سر کار غضنفر شهریار بلند اقبال بودند تا اینکه پندگان سر کار امیر شیر
علیخان با فر فریدونی و شوکت جمشیدی و صولت بهرامی سوار اسپ گلگون نژاد کوه
پیکر ها مو نورد دشت پیما گردیده چون شیر ژیان و ببر بیان و رستم داستان وارد
لشکرگاه شدند وصف بصف افواج نظامی را از نظر کیمیا اثر گذرانیدند و تحسین
و آفرین گفتند و کمال عظمت و بزرگی را در بارۀ لشکریان بجا آوردند و شفقت
و مهر با نی پدرانه را بيك يك ادا نمودند وسورۀ انا فتحنا را خوانده بلشکر جنگجوی و
افواج ظفر شکوه دمیدند و در ظل خداوند قهار و پرور دگار بینیاز و کریم کارساز
ور حیم بنده نواز سپردند بعد ازان چون آفتاب تابان و چون خورشید نمایان بالای تپه
بلندی که چشم انداز مقدمه جای بود بر آمدند و از عقاب گلگون قباپ فرود آمده
بالای کرسی کیکاوسی نشستند و جمیع افسران خرد و بزرگ را بحضور فیض ظهور طلب
کرده همه را بنوازش خسروانه سر افراز نمودند بعد به هر يك افسران تلقین جنگ را
آزموده شیوۀ میدان داری و طریقه جنگجوئی آموختند و بشمشیر مردانگی وغیرت و دلاوری از
روی محبت سخن کردند و به نبردگاه مقرر فرمودند چون جمیع افسران مرخص شده هر يك بجانب
فوج خود رفتند بعد فرزند ارشد ارجمند سردار محمد علیخان که ولیعهد سلطنت و جا
نشین پدر بودند و بحضور حاضر خدمت و جان فشانی از حضور انور امیدوار
بودند نزديك طلب کرده تنگ در بر کشیدند و ببروروی فرزند عزیز خود بوسه زدند
و اشك از گوشه چشم جاری کردند و بخداوند سپرده مرخص میدان نمودند لہذا چون
سردار دلاور سردار محمد علیخان از حضور بنده گان اشرف اقدس والادعا وقا تبه
گرفته مرخص میدان شدند و بمیدان جنگ ونزد افواج خصم افکن رسیدند به اطراف
مقدمه جای را بنظر تدقیق ملاحظه فرموده هر فوجی را با توپ و توپخانه
مکمل بهر جا که لازم جنگ و سرکوب لشکر دشمن بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
