Machine transcription
(١٣٤)
عمل کرده دولت خداداد را از ان خود بداند و با دل قوی وحوصلۀ شگرف بدون
خوف وبیم عازم حضور شوید.
وسرکار والا را از خود خرسند سازید و ملاقات را غنیمت شمرید و غباری بخاطر
حق بین خود نرسانید نخواهد که سرکار والا تبا ر بدون سبب بازوی خود را قطع
کرده خودرا بد نام عالم سازد هرگاه درین خصوص حرفی بخاطر ارجمندی بر سد
و یا غمازان راه فتنه انگیزی پیشگیرند ارجمندی سردار محمد علیخان که آرزو مند
دیدار خجسته آثار عموی خود میباشد و مشتاق ملاقات آن ارجمندی میباشد و شوق خدمت
شما را دارد بخدمت میفرستم که بهمرکاب آن ارجمندی عازم حضور شوند والسلام. لهذا
چون فرمان سرکار بحضور محمد امین خان سردار رسید مطالعه کردند بعد باین مضمون
جواب فرمانرا عریضه فرستادند:
سواد عریضۀ سردار محمد امین خان در جواب فرمان سر کار
امیر شیر علیخان
فدایت شوم فرمان قضا جریان بندگان همایون سرکارا مجد اقدس اشرف والا
رسید بوسیده بر تارک گذاشته شد و همه فرمان سرکار که در نامۀ شفقت انگیز درج
بود سراسر مهر و محبت و نوازش پدرانه بود و دربارۀ غلام فدوی از ابتداء تا انتها بزرگانه
رفتار می کردند کما حقه غلام جان نثار دانسته ام لاکن غلام عقیدت فرجام شمه ای عرضداشت
میکنم که هرگاه خدمتگار صمیمی غلام را میدانستند همین فرمان را از دارالسلطنه کابل
مرحمت میفرمودند بخصوص که شب و روز آرزومند دیدار منور آثار فرزند ارجمند ارجمند
سردار محمد علیخان بهزار شوق و ذوق بودم زمانی که داخل شهر قندهار میشدند زهی نيك
بختی و زهی فرخنده حالی غلام فدوی که بازوی خود را بچشم سر میدیدم و هزار هزار
شکر بدرگاه احدیت مینمودم و مدتی با مرو فرمان سرکار در قندهار استقامت کرده
بعد ازان غلام فدوی با اتفاق ارجمندی و نمونه کان طلا بحضور پادشاه ظل الله وارد کابل
شده چندی بحضور فیض ظهور بخدمت گزاری مسرور میشدم موجب اینقدر زحمت و رنج
بندگان سرکار و باعث مخارج بسیار و سرگردانی بیشمار نمیشد اضافه بران خود غلام
از حقیقت کان طلا، وحاصل یومیه آن بحضور مبارک عرضداشت میکردم افضل از ان
در فرمان آخری از دارالسلطنه کابل که مرحمت فرموده بودند غلام را بمهمان پذیری امر نموده
بودند بنابران غلام عقیدت فرجام با قلیلی لشکر استقبال دریای لشکر خونخوار برآمده
امیدوارم که جان فدا سازم زحمت کشیدن ارجمندی سردار محمد علیخان را با وجود آنکه
سالهای دراز آرزو مند دیدار شان بودم درین وقت رضا با آمدن ارجمندی و زحمت شان
نمیدادم که تا اینجا نزدغلام زحمت کشیده بیایند باقی غلام شب و روز دولت سرکار را
از درگاه خداوند خواهانم والسلام، مخلص کلام چون عریضه سردار محمد امین خان بحضور
سرکار رسیده وسراسر سخن از نفاق زده بودند بندگان اقدس دانستند که انفصال این
امر بدون از دم شمشیر بران بدیگر طریقه ممکن نیست و نصیحت به فضیحت انجام یافت
بعد ازان تن بتقدیر الهی داده آماده کاروزار شد سوپر بان مبارك فرمودند:
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
