Machine transcription
(۱۳۰)
گشودند ومرحمت فرمودند که ای فرزند سرکار والا قطعا از شما کدورت بخاطر ندارند
وشما را درمقابل ارجمندی سردار محمد علیخان فرزند ارشد ونوردیده میدانند .
لاکن از ملامتی زمانه بشما خدمت نمیفرمایم زیرا که فتنه انگیز بسیار وسخن چین بیشمار
است همین نکته را دست آویز سخن کرده ملامتی را بحضور سر کار عاید میکنند والا شما
سزاوار آن دارید که توپ وپلتن ورساله بشما داده شود ودر مقابل سردار محمد علیخان
خدمت کنید وبحضور سرکار جان فشانی دارید که درخصوص رفتن بحضور پدرهم از نوازش
پدری است که بندگان اقدس بشما فرمودند وخوب ملتفت شوید که سر کار والاتبار درباره
شما نصیحت پدری نموده وخیر شما را ملاحظه فرمودند باقی عنان اختیار بخود شما است
خواه بخدمت پدر میروید خواه حاضر حضور بندگان اقدس میباشید مختارید لهذا چون
سخن بدینجا رسید سردار محمد اسمعیل خان از حضور مرخص شد و در بارگاه خود رفت ثانی
سر کار اشرف با بزرگان دربار خطاب کردند که سردار محمد اسمعیل خان عاقل بوده است
وعقل کامل نداشته است یقین دارد که بدون موقع خواهد رفت اما در آنوقت بخدمت پدرهم
قرین نداشته باشد و از حضور سرکار هم خجل زده بلکه مایوس خواهد ماند خلاصه کلام
سخن بطول نیانجامد سرسخن از گردیم و از لشکر کشی تحریر داریم .
مثنوی
کجا بودم اکنون فتادم کجا عنان سخن شد زچنگم رها
باری لشکر ظفر اثر کابل منزل بمنزل چون آفتاب تابان نمایان طی منازل فرموده
بيك منزلی کلات رسیدند لاکن لشکر قندهار از روزیکه درحدود کلات فرود آمده بودند
یومیه در اطراف کلات ترکتازی داشته و لشکر آرایی مینمودند چنانچه اخبار شان روزمره
متواتر بحضور اقدس میرسید اما لشکر درون قلعه دژ مقا بل لشکر قندهار میدان داری کرده
جواب لشکر قندهار را میدادند بهرحال چون لشکر دار السلطنه بيك منزلی کلات رسیدند بعد
از ان پیش خانه را مانع شدند و امر نمودند که لشکر یکجا حرکت نمایند لاکن صبح وقت
نیمساعت از حرکت لشکری پیش خانه بار کرده سواران ماموری با يك رجیمنت رساله پیش خانه
واما بین گرفته بشرط احتیاط رهسپار شوند تا در حدود منزل گاه بعد ازان بقرار دستور العمل
سابقه خیمه و بارگاه را برپا دارند چنانچه بهمین منوال یکمنزل حرکت فرمادند اتفاقا"
خبرداران ماموری خبررساندند که سردار محمد امین خان با لشکر کوه پیکر از اطراف
کلات کوچیده لب دریای جلدك كه میدان وسیع و جای بزرگ که سزاوار مقدمه باشد فرود
آمدند و آب دریا را بتصرف خود در آوردند دیگر جای فرود آمدن لشکر ظفر اثر باینجاب
ممکن نیست از شنیدن این اخبار سردار عالی مقدار سردار محمد علیخان امر کردند که از
مردمان کهن سال اطرافی را یکی دو نفر حاضر کنند چنانچه چند نفر مردمان سال خورده
بحضور حاضر شدند سردار والا تبار جویا شدند که اینحدود کماحقه بشما معلوم است و واقف
میباشید جای باشد که سزاوار لشکر ظفر اثر و گنجایش افواج خجسته سرراداشته باشد
ونزديك به آب و از دشمن کناره باشد مردمان کهن سال عرضداشت نمودند که غیر از سرسه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
