Machine transcription
١٠٩
است و در باب کاکای خود سردار محمد امین خان همیشه از در صلح و صلاح سخن میزند
و رجوع بصلح میدارد و همه سخنهای ارجمندی بسر کار اقدس منظور است و از نیت صافی
خود حضور سر کار عرضه میدارد و حق بجانب ارجمندی است اول در جهانداری کمتر قدم زده
زیرا که خرد سال است دوم بصحبت کاکای خود ملحق نشده و از طینت و رفتار شان آگاهی
ندارد با وجودیکه حرکات شان را در نمونه طلا، و لشکر فرستادن بالای کلات ملاحظه
فرموده با آن همه راجع بصلح است . اکنون که مع الخیر در مقابل سردار محمد امین خان
کاکای خود ارجمندی رسید و حرکات شان را ملاحظه فرمود و رفتار شان را بچشم
سردید بعد ازان بحقیقت شان میداند و آگاه میشود اکنون بتوکل خداوند اراده رفتن
و عزم سر کار جزم است ای فرزند زود تر بخبر و خوبی با لشکر جرار و افواج بی شمار که
قبل ازین از حضور امر شده بود باید یکی دو یوم از شهر کابل حرکت کرده عازم و روانه
قندهار شوید و تاخیر ندارید تا روزیکه وارد منزل مقر شوید بعد از ان در منزل مقر توقف
میدارید هر گاه در غزمین بنا بباعث آسودگی لشکر و آرامی اسپ و اشتر یکی دو یوم
استقامت کنید جایز است لاکن تا منزل مقر کوچاکوچ میروید زیرا که دیگر جواب وسوال
باقی نمانده و آنگاه که داخل مقر شدید تا ورود سر کار شرط احتیاط بجا می آرید و امید وار ورود
بندگان سر کار میباشید که انشاء الله تعالی بندگان اقدس نیز عنقریب با افواج کوه پیکر
و لشکری حدم را از دنبال شما در منزل مقر رسیده با هم ملحق میشویم و بجانب قندهار
با تفاق همدیگر چون سیل بی گمان خواهیم رفت مصرع تا یار کرا خواهد و میلش به که باشد
خلاصه کلام حسب الامر سر کار والا بندگان سردار عالی مقدار با لشکر فراوان و افواج
بی پایان با فر فریدونی و شوکت جمشیدی و جرئت بهرامی و طنطنه اسکندری اماده و تیار
و بحضور سرکار باعث دعا و فاتحه رسیده اذن رفتن خواستند بندگان سر کار با بزرگان
دربار از تخت دارائی حرکت فرما شده داخل لشکر گاه سفری شدند همچنان لشکری به نظام
دیدند که چشم بیننده ندیده بودند بعد ازان یک یک سپاه را از افسر و سپاهی از مد نظر
گذرانده کمال پادشاهی و بزرگی را درباره سپاه بجاه آوردند و مرحمت شهریاری را
با دارسنجیدند و جمله لشکریان را از زیر قرآن بصحابت علماء و سادات گذرانده دعا و فاتحه
دادند و به فتح و فیروزی مرخص کردند بعد ازان فرزند ارجمند خود را درباره لشکر نوازی
نصیحت فرمودند و بدست مبارک شمشیر جواهر نشان با کمربند دانه نشان در کمر فرزند خود
بسته با اتفاق سادات و علما و بزرگان در باره دعا و فاتحه دادند و سوار اسپ گلگون نژاد
خانه زاد نمودند و از حضور مرخص فرمودند خود بندگان اقدس بدولت و اقبال باز گشته
در تخت کیانی برقرار نشستند و سردار محمد علیخان با لشکرهای فراوان چون ماه سریع
السير منزل و مراحل طی کرده وارد غزنین شدند دو یوم اجازه توقف دادند . اکنون
چند کلمه از جای دیگر شنوید سردار محمد اعظم خان که در کرم و زرمت حاکم
بود و قبل ازان در وقت سفر ترکستان و محبوس شدن سردار محمد افضل خان چقدر
کوه قوه بشری داشت بمثل سردار محمد شریف خان در نفاق تردد کرد و بخاطر داشت
که شاید با سردار محمد افضل خان که برادر اصلی او بود متفق شده گوی مراد از میدان سلطنت
افغانستان برباید ممکن نشد عاقبت که ترکستان از تصرف سردار محمد افضل خان بر آمد و دست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
