Machine transcription
بر پا شد با وصف همه گیر و دارهای آنوقت در تشکیلات اداری و امور مملکتی تیمور شاهی تاثیری وارد نکرده اعلیحضرت تیمور شاه به تقلید و تائید فکر پدر نامور خویش اعلیحضرت احمد شاه کبیر محلات شهر کابل را [۱] مثل محلات شهر قندهار که از طرف اعلیحضرت احمد شاه بابا بلاتفرق وتفاوت با سماء امر او درانی وغلزائی وغیره طرح ومسعی شده بود [بقیه در صفحه ٦٠]
[۱] اعلیحضرت احمد شاه غازی پس از طی محاربات [پادو] وفتح پاني پت وقتیکه از راه کابل وارد قندهار شد خواست که شهر نادر آباد را ترك گفته و شهر مستحکمی بنام شهر احمد شاهی در یکی از مواقع خوش آب وهوای قندهار بغرض اجتماع اقوام قبائلی ودسته های غلامان قلماق و قزلباش ومستخدمین بتایان هندی و تحکیم وحدت ملی که پیش از همه مد نظر او بود احداث نماید ، باین اراده اولا" نهرعریض وعمیقی در ساحل رودار غنداب و آن موضعی که در قسمت غنی خائی واقع است در همان دشت تعمیر شهر نماید ولی طائفه الکوزائی که مالك آن اراضی بودند خیال اعلیحضرت احمد شاه را تردید نموده ومانع آمدند و بار دیگر عزم کرد که در حدود قریتی قریب [مرو قلعه] بنای شهر جدید نماید همچنان طائفه بارکزائی مانع شدند.
اعلیحضرت احمد شاه نظر به حلم طبیعی خود هر دو طائفه را از روی ترحم به واگذاشتن اراضی شان مجبور نگردانید ، وقتی که طایفه فوفلزائی از اراده اعلیحضرت احمد شاه کبیر وممانعت طائفة الكوزائی و بارکزائی که مانع خیال اوشده بودند آگاه گردید. واز غیرت قرب قومیت که اعلیحضرت احمد شاه قبلاً از آن دو طایفه درانی رنجیده خاطر شده بود بخوداندیشیده سرداران قوم فوفلزائی باتفاق هم دوازده قلبه وارزمین مزروعی خودهارا که در بهترین موضع با صفای قندهار که شهر موجوده واقع است به اعلیحضرت احمد شاه غازی بغرض احداث شهر جدید اهدا نمودند.
اعلیحضرت احمد شاه غازی از فتوت این طایفه خیلی مسرور شده و در نیمۀ سال ۱۱۷۱ قمری به مهندسی تعمیر شهر موجوده امر فرمود ، و بعداً تمامی علماء سادات، مشایخ و سرداران و بزرگان طوائف قندهار را از هر طبقه دعوت عام فرموده و پس از صرف طعام و توزیع صدقات همه اهالی شهرجهة مراسم تهداب گذاری شهر گرد آمدند اعلیحضرت احمد شاه فرمود که میخواهم اولین سنگ تهداب شهر را کسی بگذارد که از زمان طفولیت الى بقیة عمر بدون از حصة عبادات نماز تهجد را [نمازیکه صلحا بحد نصف شب میگذارند] قضا نکرده باشد، بمقابل این امر و شرط بزرگ تمام علما وسادات ومشايخ سر به سکوت فرو بردند، پس از لحظۀ تامل یکنفر درویش روحانی ندا کرد که جز احمد شاه باین شرط احدی آراسته نیست و باید خود سنگ شهر را بگذارد اعلیحضرت احمد شاه غازی به تلاوت این کلام [رب اجعل هذا بلداً آمناوارزق اهله من الثمرات من آمنهم بالله واليوم الاخر قال ومن كفر فامتعه قليلا ثم اضطره الى عذاب النار وبئس المصير] دعا نموده و با چهرة متبسم اولین سنگ تهداب شهر را گذاشته و بنام شهر احمد شاهی اش نام نهاد [ص ٣٦ سراج التواريخ و ١٤٣ تاریخ سلطانی.]
* ۸ *
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
