Machine transcription
- ١٠٥ -
شمرده میشود .
تفریع دیگر :
اگر کسی مال دیگری را بحضور صاحب مال فروخت و صاحب مال هیچ نگفت ؛ سکوت صاحب مال معنای توکیل بفروش ندارد . پس صاحب مال بیع را فسخ کرده میتواند .
کذا تفریع آخر :
اگر قاضی صبی را که وصی ندارد ؛ در بازار مشغول خرید و فروخت دیده سکوت کرد ؛ سکوت قاضی معنی « اذن تجارت بصبی » ندارد .
تفریع راجع بقاعدۀ دوم :
در انعقاد بطور پیشکی ، بایع تا زمان ادای بدل مبیع از طرف مشتری حق حبس دارد . هرگاه بایع پیش از گرفتن ثمن دید که مشتری مال را گرفت و هیچ سخن نگفت ؛ این خاموشی را رخصت و اجازه بگرفتن مبیع شناخته حق حبس او را باید ساقط شمرد . در ینصورت بایع حق ندارد که مبیع را از دست مشتری مسترد بکند . زیرا سکوت در معرض حاجت بیان است .
تفریع دیگر :
اگر کسی مال خود را بنزد دکان داری ماند ؛ دکاندار ماندن مال را در نزد خود دیده هیچ نگفت ؛ این سکوت سبب عقد ودیعه و امانت میان او و صاحب مال میشود .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
