Machine transcription
۳۳۱
مطلعش اینست -
گر دل بحر و دست کان باشد دل و دست خدایگان باشد
صبحدم بدر یافته قصیده را تقدیم نمود سنجر خیلی سخن شناس بود بسیار محظوظ شده پرسید ملازمت میخواهی یا صله ؟
انوری اداب بجا آورده گفت -
جز آستان توام در جهان پناهی نیست سر مرا بجز این در حواله گاهی نیست
سنجر برایش منصب و وظیفه مقرر فرمود . وقتیکه سنجر از رادگان روانه شد انوری همرکابش بود در راه چند قصیده نوشته پیش نمود که یکی ازان اینست -
باز این چه جوانی و جمالست جهان را وین حال که نو گشت زمین را و زمان را
عالم بپخری تذکره نویسان ما را دیده شود که این واقعه را هرکس نقل میکند ، مگر یکی شانهم اینقدر زحمت نکشیده که قصیده را که دیباجه شاعری انوری میگویند خودشان یکنفر میدیدند خود انوری در آن قصیده میگوید -
خسرو بنده را چو ده سالست که همی آرزوی آن باشد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
