Machine transcription
۲۰۳
بیانداختی تیغ آن سرفراز نکردی جگر گاهت ای پور باز
همی گفت و میخواست میکند موی نمیرد کف دست بر خوب روی
زخون او همی کرد لعل آب را بپیش آورید اسپ سهراب را
سر اسب او در بر گرفت بمانده جهانی در او در شگفت
گهی بوسه زد بر سرش گه بروی زخون زیر سمش همی راند جوی
بیاورد آن جامه شاهوار گرفتش چو فرزند اندر کنار
بیاورد خفتان و درع کمان همان نیزه و تیغ گرز گران
بسر بر همی زد گران گرز را همی یاد کردان بر و برز را
بیاورد زین و لگام و سپر لگام و سپر را همی زد بسر
ما در سهراب چیزیکه گفته چقدر راست و پر از تاثیر است
و نیز اسب سهراب را در آغوش گرفتن و دست و پایش بوسیدن
و جامه های سهراب را مثل یک طفلک بسینه محکم گرفتن
و اسلحهء او را بر سر خود زدن یک تصویر صحیح حالت اصلی غم است
بیژن پهلوانی ایرانی بود که دختر افراسیاب (منیژه)
بران عاشق گشت او را بطور مخفی بخانهء خود نگاه کرد چون افراسیاب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
