Machine transcription
۲۰۲
خروشید و جوشید و جامه درید به زاری بران کودک ناررسید
برآورد بانگ و غریو و خروش زمان تا زمان زو همی رفت هوش
فرو برد ناخن دو دیده بکند برآورد و بالا در آتش فکند
مر آن زلف چون تاب داده کمند به انگشت پیچید و از بن بکند
بسر بر فکند آتش و بر فروخت چو موی مشکین بآتش بخست
همی گفت کام جان مادر کنون کجائی سرشته بخاک و بخون
دو چشمم براه بود گفتم مگر ز سهراب رستم بیابم خبر
چه دانستم ای پور کا بد گهر که رستم به خنجر دریدت جگر
دریغش نیامد از ان روی تو ازان برز و بالا و بازوی تو
بپرورده بودم تنش را بناز بدرخشنده اوزد شبان دراز
کنون آن بخون اندرون غرفهگشت کفن بر تن پاک او خرد گشت
کنون من کرا گیرم اندر کنار که خواهد بدن مر مرا غم گسار
پدر جستی ای گرد لشکر پناه به جای پدر گورت آمد براه
چرا نامدم با تو اندر سفر که گشتی به گردان گیتی سمر
مرا رستم از دور بشناختی ترا با من ای پور بنواختی
صد ۱۶ جز چهارم شاهنامه صفحه ۲۰۴ عبدالرب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
