Machine transcription
٥١
درین اسلوب بقرار ذیل بلاغتیست
١- تقریب دعوت بیک امر بیست که در هر شخص از طرف فطرۀ ودیعت است
٢- اظهار ناکامی مبالغه او انموده که معشوق کجا یک شخص هم بدورس نیست
٣- معشوق باکثریت معشوق نی بلکه بحیثیت دوست می طلبد که بر
آمدن شرمش دامنگیر نشود - و این پهلو هم مدنظر ست که چون دیگر معشوقها
می پسند که با عاشقهای خود هم صحبت اند اور ا نیز رغبت حاصل میشود
٤- لذت دشنام معشوق را عام شعرا بسته اند غزالی میگوید -
دشنام دهی و بر لب تو روح القدس آفرین گوید
و خوب میگوید:
قند آمیخته با گل نه علاج دل ماست بوسه چند بیا میز بدشنامی چند
به بلاغتهای طرزاد امی حافظ غور بکنید: اول یک حصه بزرگ کلام
محذوف ست مگر خود بخود فهمیده میشود یعنی «عاشق بیارست معشوقی مرض
او مطلع شد که مرض دلی دارد پس گل قند آورده برای عاشق پیش میکند»
دوم گل قند را بلفظ گل قند ذکر نکرده بلکه اجزای آنرا بیان نموده و بلفظ
(آمیختن) قوت محیلیه عظیم داد که آن هر چیز را مجسم نموده نشان میدهد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
