Machine transcription
٢٣٦
هزار بار فزون تر به نزد این یمین زفر مملکت کیقباد و کیخسرو
خیام :
یک نان بدر دو روز اگر شود حاصل وز کوزه شکسته دمی آبی سردم
مامور دگر کسی چرا باید بود یا خدمت چون خودی چرا باید کرد
جامی حکایتی نوشته که پیر مردی یک بارگران چوب بپشت
میکشید و شکر ایزد مینمود که قورا به بسیار عزت نگاه کرده شخصی او را صدا
کرد که ای بیعقل ! این کدام عزت ست پیر مرد جواب داد که از این بزرگتر
عزت کدام است که من نوکر کسی نیستم
جنتی اصفهانی مضمون ہذا را خیلی بلطافت ادا می نماید، یک حکایت
فرضی مینویسد باز اتفاقا از دست پادشاهی پریده در یک صحرا رسید،
و آنجا همراه یک باز صحرائی دوست شد، چون مراسم دوستانہ بحد بے
تکلفی رسیدند روزی باز شاهی با باز صحرائی گفت که در درین جنگل حاجت
کشیدن زحمتہای سخت چیست ؟ بیا در شہر برویم و همراه شاهزادگان
عمر بسر کنیم ، بشب شمع کافوری بیفروزیم و بروز همراه پادشاه بشکار
رویم باز صحرائی جوابداد ہ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
