Machine transcription
١٦٨
اجزای کتاب مختلف می آید کل را چو به گردند و به بینند یکی است
چون رهرو عشق سر برآرد از پوست پیش از دو قدم نیست او را دو
در یک قدمش ز جمله اقراب بیند در یک قدم دگر به بیند همه اوست
هر چند در ین راه طلبگار گر است بیچارگی و نیاز را هم اثر اوست
هر کس بگرفت یاری و من از عجز یاری که بمن از همه نزدیک تر است
هم سایه نشین و هم همه ره همه اوست در دلق گدا و اطلس شه همه اوست
در انجمن فرق و نهانخانه جمع بالله همه اوست ثم بالله همه او
هر کس نه گذر بعالم ما انداخت گم گشت و وجود خویش از ما انداخت
منصور که محوان انا الحق شد و رفت او قطره خویش را بدریا انداخت
این مسئله در فلسفه یک بحث بی مزه و مادی است خلاصه اش
اینکه در ازل اجزای ذمیقر الطیسی بودند چون آنها با هم شدند ماده صورت گرفت
و باز از ان آشیای گوناگون بوجود آمدند. لیکن این مسئله در تصوف همه
تن جان روحانیست. در نظر تصوف کل عالم یک جلوه شاهد حقیقی است
چیزیکه می بینیم همه کرشمه ها و اداهای وی هستند. یعنی یک روحی است
اه این تشبیه خلاف وحدت وجود است چه علاقه بین کتاب و اجزاء آن کثرت و جزئیت است
اما در مشرب وحدت علاقه بین خالق و مخلوق اصلیت و ظلیت. وحدت و کثرت است. سلیجوقی
غزنه یعنی
شمیر پنجم
عصر انگیزی
١٢٠٠
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
