Machine transcription
۶۶
محال دان که زتاثیر خویش دست کشد بهر کجا که نهد پای عقرب جرار
هزار سر رود از پای دار ممکن نیست که بیگناه یکی را کشد بر سر دار
حکایت
دیده ز عیب دگران کن فراز صورت خود بین و در او عیب ساز
در همه چیزی هنر و عیب هست عیب مبین تا هنر آری بدست
در پر طاوس که زر پیکر است سرزنش پای کجا در خور است
پای مسیحا که بجهان میننوشت بر سر بازار چو میگذشت
مُرده سگی بر گذر افتاده بود یوسفش از چه بدر افتاده بوُد
بر سر آن جیفه گروهی قطار بر صفت کرگس مردار خوار
گفت یکی وحشت این در دماغ تیرگی آرد چو نفس در چراغ
وان دگری گفت اگر حاصل است کوری چشم است بلای دل است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
