BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 526

Page 526

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 526 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۵۱۷) ذکر مالک گردیدن فرنگیان بر شهر عکا چون کار را قطع میکردند یرقهای خود را حرکت میدادند چون مسلمانان این حال را دیدند بگریه و اندوه آوازها بلند نمودند و از چهار طرف بالای فرنگیان حمله آوردند که شاید فرنگیان از مسلمانان عکابدین طرف مشغول گردند و سلطان صلاح الدین در اول لشکر گردیده آنها را بمحاربه کوشش میفرمود و فرنگیان از خندقهای خود هجوم کرده بطرف شهر میل کردند مسلمانان بخندقهای شان پیش گردید نزدیک شد که بخندقها داخل گردند و شمشیرها بدیشان فرود آرند که در میان فرنگیان آوازه اینواقعه رسید و واپس گردیده مسلمانان را مانع آمدند در مقابله شهریان چنقدر که بمقاتله شان کفایت کند بازگذاشتند چون مشطوب ، دید که سلطان صلاح الدین قادر بر نفع شان نیست و ضرر را هم ازیشان دفع کرده نمیتواند پیش فرنگیان رفت و بدیشان تسلیم شهر را مقرر نمود که اهل شهر تمامی اموال و ذخایر خود بیرون کنند و بعوض امن بدیشان دو لکزار دینار بدهد و بصد اسیر مشهور شان رها کند وصلیب الصلبوت را واپس بدیشان بدهد و چهارده هزار دینار به (مرکش) والی صور بدهد این مصالحه را قبول کردند و بدین قسم سوگند خوردند و مدت گذاشتند که تا مدت دوماه مال و اسیران حصول گردد بعد که سوگند خوردند شهر را بدیشان تسلیم نموده بسلات بشهر اندرون شدند بعد ازان که شهر را مالک گردیدند بنای عذر گذاشتند و برمسلمانان و مالهای شان دست درازی کردند و مسلمانانرا بندی کردند و بمردم اظهار داشتند که این معامله پیش نمودیم تا آنچه وعده کرده اند برسانند و با سلطان صلاح الدین مراسله نمودند که مالها و اسیران و صلیب را که وعده کردید روانه نمائید تا مسلمانان شهر را رها کنیم بعد سلطان ببرابر کردن مال شروع نمود چون صد هزار دینار جمع کردید امیران را جمع نمود با ایشان مشورت کرد امیران مشورت دادند که هیچ روانه نمی کنیم تا اینکه دوم مرتبه سوگند خورند که مسلمانان شهر را رهایی دهند وطمأنیه اداویه ها را بخاصامن بدهند(اداویه) جمعی فرنگیان بودند که وفاء عهدشان معلوم بود بعد سلطان صلاح الدین بقسم مشورت امیران بدیشان مراسله فرستاد مردم داویه گفتند ما نه سوگند میخوریم و نه ضامن میشویم سبب اینکه از عذر فرنگیان میترسیم و پادشاه فرنگ گفتند حین الی جمع مشعلی و اسیران و صلیت را فرستاده تسلیم نمائید اما مسلمانانی که بحبس با ما بسند باختیار ما میباشد در ینوقت سلطان صلاح الدین دانست که فرنگیان بوفیت بر عذر و فریب دار مد چیزی روانه نمود و بطریق سابق بدیشان نامه فرستاد و گفت همین مال و اسیران و صلیب را تسلیم

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 526. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/526 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/526
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record